یِرون اورمن و همکاران:

نمایشی که امروز برای ساخت آینده اجرا می‌کنیم

صحنه‌ای از نمایش «ماه کامل» (Vollmond) اثر پینا باش، سال ۲۰۰۶ (Laurent Philippe)

یِرون اورمن و همکاران:

نمایشی که امروز برای ساخت آینده اجرا می‌کنیم

– مقاله ۱۳
یرون اومن استاد آینده‌پژوهی در دانشگاه اوترخت هلند است. این گزارش مختصری است از منبع زیر:

Oomen, Jeroen, Jesse Hoffman, and Maarten A. Hajer. “Techniques of Futuring: On How Imagined Futures Become Socially Performative.” European Journal of Social Theory, vol. 25, no. 2, 2022, pp. 252–270.

صحنه‌ای از نمایش «ماه کامل» (Vollmond) اثر پینا باش، سال ۲۰۰۶ (Laurent Philippe)

نگرانی اجتماعی راجع به نابودی محیط زیست و خطرات ناشی از فناوری‌های جدید رو به افزایش است. جلوه‌های نگرانی از بروز فجایع آینده را در عرصه‌های مختلف می‌توان در فضای عمومی دید. این نگرانی‌ها از دغدغه برای گسترش نابرابری تا افتادن در دام فناوری‌های مسلط، یا نابودی نوع بشر گسترده‌اند.

از جمله نگرانی‌های شایع این است که جوامع انسانی دیگر نمی‌توانند آینده‌ای برای خود تصور کنند و چشم‌اندازهای مطلوبی پیش روی خود ببینند.

محققان علوم انسانی از رشته‌های مختلف به بررسی تلقی‌های ما از آینده پرداخته‌اند و چیزی که در تحقیقات مختلفشان می‌توان دید این است که تا چه حد فهم ما از آینده، جزئی از زندگی روزمره‌ی جوامع ما شده است. 

این مطالعات نشان می‌دهند که تصاویر و توقعاتی که ما از «آینده» داریم تصمیم‌گیری‌ها و سازمان‌های اجتماعی ما را شکل می‌دهند، اما اینکه چنین دیدگاه‌هایی چطور به وجود می‌آیند، چرا به مرحله‌ی اجرا می‌رسند، و چه کسانی توانایی اجرایی‌کردن دیدگاه‌هایشان را دارند به اندازه‌ی کافی مورد تحقیق قرار نگرفته است.

یرون اومن استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه اوترخت هلند و نویسندگان همکارش در پی این هستند که نشان دهند چگونه آینده‌های متصور می‌توانند اهمیت اجرایی پیدا کنند؟ هدف این محققان این است که از مجرای تحلیلِ مبنی بر آینده‌پردازی (futuring) یا همان تصویر‌سازی از آینده، ببینند تصاویر و تخیل‌های جاری از آینده و تاثیر اجتماعی‌‌ این تصورات چه سهمی در سازمان‌دهی و ساخت فعالیت‌های همکارانه جمعی پیدا می‌کنند.

به این منظور، تمرکز خود را در صحنه‌ی کنش‌های اجتماعی بر «سیاست‌های معطوف به آینده» می‌گذارند و سعی می‌کنند ببینند که چگونه ممارست‌های اجتماعی (social practices) به تلقی‌های ما از آینده مجال بازیگری در صحنه‌ی اجتماع می‌دهند.

تصویرهای آینده و اجراگری آنها

اومن و همکارانش برای اینکه بتوانند بر نقش اجرایی تلقی‌های ما از آینده تمرکز کنند مفهوم «کنش آینده‌پرداز» (act of futuring) را مطرح می‌کنند. کنش آینده‌پرداز عبارت است از: «شناسایی، خلق، و انتشار تصاویری از آینده که فضاهای ممکن کنش و اجرا را فراهم می‌سازند و از این طریق رابطه‌ی میان گذشته و حال و آینده را به نمایش در می‌آورند.»

مفهوم آینده تا سال‌های اخیر چندان مورد مطالعه‌ی علوم اجتماعی نبوده است. البته که تلقی از آینده همواره بر حال تأثیر داشته؛ بازیگران فردی و جمعی تصمیم‌های حالشان را بر اساس «پیش‌بینی»شان از آینده می‌گیرند، و جوامع مختلف برای اینکه بتوانند چنین پیش‌بینی‌هایی داشته باشند الگوها و ابزارهایی درست می‌کنند. اومن می‌گوید همین الگوها و ابزارها هستند که آینده را به کنش‌گری و اجرا در حال وا می‌دارند.

اما وقتی آینده هنوز وجود ندارد، دانشمند علوم اجتماعی چگونه می‌تواند مطالعه‌اش کند؟ به نظر می‌رسد ثمربخش‌ترین مطالعه‌ی ممکن در این خصوص، نه مطالعه‌ی آینده به‌خودی‌خود، که مطالعه‌ی رابطه‌ی حال با آینده باشد: آینده تا جایی واقعی و موجودست که کنشگران اجتماعی بازنمایی‌هایی از آن تولید می‌کنند که بر دیگران اثر می‌گذارد. آینده فقط تا جایی واقعی است که اجرا می‌شود.

آینده از این طریق بر حال اثر می‌گذارد که تصورات ما راجع به آن، بر اجراها و کنش‌هایمان اثر می‌گذارد و، به‌این‌ترتیب، تأثیر آینده از نوع جهت‌دهی به اعمال است. آینده‌پردازی با تأثیری که می‌گذارند وجود پیدا می‌کنند و در خور مطالعه می‌شوند. به‌همین‌ترتیب، می‌توانیم بررسی کنیم که چگونه فقدان تصویر معنی‌داری از آینده، می‌تواند تغییرات تحول‌آفرین را در نطفه خفه کند. 

پس مطالعه‌ی آینده بر اساس اجراگری، توضیح می‌دهد که تلقی‌های ما از آینده چگونه کنش‌های اجتماعی‌مان را در حال شکل می‌دهند و هماهنگ می‌کنند. 

اومن می‌گوید مطالعه‌ی آینده بر اساس نقش آن در اجراهای اجتماعی در چهار جهت مرتبط با یکدیگر می‌تواند صورت بگیرد: جامعه‌شناسی توقعات؛ جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی تأثرات ناشی از این توقعات؛ بررسی ادبیاتی که در خصوص تصورات جمعی راجع به آینده شکل می‌گیرد؛ و رویکرد مادی و نشانه‌شناسانه به تصورات آینده.

جامعه‌شناسی توقعات از آن رو مهم است که همان‌طور که گفته شد، توقعات و انتظارات جمعی راجع به آینده، جهت عمل آدمیان را معین می‌کنند و، به‌این‌ترتیب، توقعات صرفاً بازنمایی چیزهایی نیستند که وجود ندارند، بلکه تأثیرگذار و جهت‌ده هستند. بنابراین،«بازنمایی حال حاضر» آینده‌ است که باعث جلب همبستگی و اجرا بر اساس تلقی‌هایی می‌شود که تصورات ما راجع به آینده القا می‌کنند.

تأثرات و عواطف برآمده از توقعات دستمایه‌ی تحقیقات شاخه‌های جدیدی از جامعه‌شناسی مانند «جامعه‌شناسی امید» بوده‌اند. پس می‌توان گفت فقط توقعات و انتظارات عقلانی، مثل پیش‌بینی و محاسبه‌ی وضع بازار یا پیروزی احزاب یا تغییرات اقلیمی، نیستند که به آینده قابلیت اجرایی می‌دهند؛ عواطفی مانند امید و حس روبه‌رو‌شدن با سرنوشت که در قالب دیدگاه‌های آرمان‌شهری یا ویران‌شهری بروز می‌یابند نیز اجراگری دارند و زمینه‌هایی برای معنا‌سازی و تصور‌پروری فراهم می‌کنند.

مطالعات ادبیاتِ برآمده از تصورات جمعی به وصف این معنی می‌پردازد که مردم چگونه موجودیت اجتماعی خود و نسبت‌هایشان با همدیگر را تصور می‌کنند و چه تلقی‌های هنجاری و تصورات اخلاقی عمیق‌تری زیربنای این موجودیت‌های اجتماعی است. در این مطالعات، به ادبیات معطوف به تصورات جمعی از آینده به چشم زمینه‌های معناسازی نگریسته می‌شود. در این ادبیات، تصورات جمعی در مقام نوعی کار اجتماعی ظاهر می‌شوند؛ کاری که هدفش بازآرایی آگاهی نسبت به زندگی اجتماعی است.

مطالعه‌ی این ادبیات، پیوند مستقیمی با رویکرد مطالعاتی به نشانه‌شناسی آینده دارد. نشانه‌پردازی‌های مادی بر اساس تلقی‌هایی که راجع به آینده داریم می‌توانند از چهارچوب‌های زبانی فراتر بروند و تبدیل به نشانه‌های مادی‌ای شوند که در دستگاه‌های فنی و محیط اجتماعی ما بروز می‌یابند. 

مثال اومن تصوری است که پس از جنگ جهانی دوم از «رؤیای آمریکایی» رواج یافت و بر قابل رؤیت‌بودن وجوه مختلف زندگی از نظر اجتماعی تأکید می‌کرد. همین تلقی بود که زیرساخت‌های زندگی شهری را، از معماری محلات بگیر، تا طراحی اتوموبیل‌ها متأثر کرد. مختصر اینکه ترتیبات مادی زندگی اجتماعی می‌توانند حامل و حاوی بخش‌هایی از روابط اجتماعی باشند و طراحی آنها می‌تواند بر اساس انتظارات و پیش‌بینی‌ها از آینده صورت بگیرد.

اما این چهار نوع مطالعه در عین حال که بر اهمیت اجرا و پیوستگی تصورات ما از آینده تمرکز می‌کنند، اغلب به این نمی‌پردازند که تلقی‌های آینده چگونه تبدیل به بخش رغبت‌برانگیزی از تجربه‌ی زیسته‌ی مردم می‌شوند. این مطالعات همچنین به عاملیت مردم در شکل‌گیری و تغییر این تلقی‌ها هم چندان نمی‌پردازند.

رهیافت عملی به آینده‌نگری

اما چطور می‌توان اجرا و نمایشِ تلقی‌های آینده را در مقام عمل اجتماعی فهمید؟ تصورات جمعی به یک معنی حوزه‌ی سازمان‌یافته‌ای از عمل اجتماعی‌اند، نوعی کار و ممارست فرهنگی سازمان‌یافته هستند و زمینه‌ای برای مذاکره میان عاملیت‌های اجتماعی مختلف فراهم می‌کنند.

برای اینکه تصورات جمعی به صحنه‌ی اجرای اجتماعی کشیده شوند، محتاج حوزه‌های سازمان‌یافته‌ی عمل اجتماعی، فناوری‌های رسانه‌ای و هنجارهای فرهنگی هستیم. همچنین چیز دیگری که این دیدگاه‌ها را رغبت‌برانگیز می‌کند، ممارست‌های آینده‌نگر هستند که همان‌طور که در بالا گفتیم، تصورات از آینده را شناسایی، خلق، و منتشر می‌کنند و با کنش‌های مکرر و مستمر آنها را در واقعیت اجتماعی جا می‌اندازند.

برای فهم بهتر پویایی تصورات معطوف به آینده باید این موضوع را مورد بررسی انتقادی قرار دهیم که چطور این تصورات در زندگی اجتماعی کسانی که به شناسایی و خلق و انتشار تصاویر آینده می‌پردازند جا باز می‌کند و معنا و ماده‌ی عملشان را فراهم می‌سازند.

دنیای اجتماعی مردم از طریق ممارست‌های اجتماعی‌شان ساخته می‌شود. ما از طریق اعمال منظم و مکرر است که واقعیت‌های زندگی خود را می‌سازیم. با به‌ کارگیری همین مفهوم «ممارست» در خصوص آینده‌نگری می‌توانیم بررسی کنیم که چگونه مردم حول دیدگاه‌های خاصی راجع به آینده گرد هم می‌آیند.

این ممارست‌های مکرر، تصورات ما راجع به آینده‌های ممکن را خلق می‌کنند و به صحنه می‌آورند؛ درست همان‌طور که واقعیت زیسته‌ی ما را به صحنه می‌آورند.

در تشریح همین مسئله است که اومن و همکارانش به مفهوم «فنون آینده‌نگر» (‘techniques of futuring’ (ToFs)) متوسل می‌شوند. فنون آینده‌نگر عبارتند از ممارست‌هایی که کنشگران را حول یک یا چند تصویر از آینده گرد می‌آورد، و این کنشگران جهت‌گیری‌هایی را که برای عمل جمعی معطوف به این تصاویر به ذهنشان می‌رسد با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند. ابزارهای این فنون آینده‌نگر چیزهایی هستند از قبیل تحلیل‌های هزینه و فایده، مدل‌سازی‌های آب‌و‌هوایی.

پس از جنگ جهانی دوم، طیف وسیعی از ابزارهای آینده‌نگری طراحی شدند که متکی بر فناوری‌های مختلف در زمینه‌های متفاوت علوم و علوم انسانی بودند. 

فناوری‌های آینده‌نگر در پی این هستند که تصاویر بی‌ثبات آینده را نظم بخشند و فرایند تصور‌کردن آینده را نظام‌مند کنند. فناوری‌های آینده‌نگر مبتنی بر منطق‌ها، پیش‌فرض‌ها، و کنش‌هایی هستند که تعیین می‌کنند کنشگران چگونه باید با تصاویر خاصی از آینده تعامل داشته باشند.

همین فنّاوری‌ها هستند که تعیین می‌کنند آینده چگونه باید بازنمایی شود و چه کسانی باید در این بازنمایی نقش داشته باشند و چه دانشی برای بازنمایی آینده لازم است. گرچه معمولاً‌ جایی هم برای عاملیت خلاقانه در بازنمایی آینده برجا می‌ماند.

آینده‌نگری در مقام دراماتورژی

دراماتورژی (dramaturgy) یا «نمایش‌پردازی» مفهومی است وام‌گرفته‌شده از مطالعات تئاتر. نظریه‌ی اجتماعی دراماتورژی به شرح این موضوع می‌پردازد که موقعیت‌های اجتماعی چطور «اجرا» می‌شوند و چگونه تصورات اجرایی موجود، به صحنه‌ی نمایش اجتماعی می‌آیند. تحلیل دراماتورژیک به دنبال این است که ببیند اعمال چگونه به وسیله‌ی قراردادها ساخته می‌شوند، و عاملان با آگاهی‌یافتن بر همین وجه دراماتورژی چطور می‌توانند عاملیت پیدا کنند. 

نظریه‌ی دراماتورژی می‌گوید موقعیت‌های اجتماعی را می‌توان همچون اجراهای نمایشی دید که بازیگران آن می‌خواهند درکی را که از دنیا دارند از طریق مجموعه‌ای از دیالوگ‌ها و بازی‌ها و پوشش و صحنه‌آرایی، منتقل کنند. 

از طریق همین اجراها‌ست که مردم به یکدیگر اعتماد می‌کنند و تصورات جمعی‌شان را در خصوص قدرت سیاسی، اقتدار و در حقیقت راجع به آینده، با هم به اشتراک می‌گذارند. نظریه‌ی اجتماعی دراماتورژی بر اهمیت شرایط و توالی کنش‌ها تأکید دارد و به قول کنت برک «این یکی از اصول نمایش است که ماهیت بازی‌ها و بازیگران باید با ماهیت صحنه سازگار باشد.»

به‌این‌ترتیب، تحلیل دراماتورژیک اجتماعی بر این تأکید می‌کند که بازی‌ها، صحنه، گفتارها، و ترتیبات نمایش اجتماعی باید چنان با هم آمیخته باشند که درک خاصی از جهان را منتقل کنند.

از این تحلیل دراماتورژیک می‌توان برای فهم این معنی کمک گرفت که چگونه فنّاوری‌های آینده‌نگر تصورات آینده را به متن اجتماع می‌آورند. 

نگاه دراماتورژیک به فناوری‌های آینده‌نگر به دنبال فهم این است که چگونه این ابزارها تصاویر آینده را تولید و چگونه در جامعه منتشر‌شان می‌کنند. به‌علاوه، به‌ دنبال این است که ببیند چطور تصاویر خاصی از آینده جذابیت پیدا می‌کنند و به تصورات مشترک جمعی راه می‌یابند.

مثال روشنگری از رژیم دراماتورژیک، جامعه‌ی متخصصان هواشناسی است که در سال‌های اخیر بحث‌های سیاسی جدی‌ای را حول مباحث تغییرات اقلیمی شکل داده‌اند؛ بحث‌هایی که نخستین‌بار در سال ۱۹۸۸ توسط «انجمن هواشناسی جهانی» آغاز شد. این انجمن کوشید در مقام مرجعی علمی مسئله‌ی تغییرات اقلیمی را به افکار عمومی جهان و به‌ طور خاص، به سیاست‌گزاران جهانی عرضه کند.

مرجعیت علمی این انجمن بر اساس معاهده‌ی تغییرات اقلیمی سال ۱۹۹۴ سازمان ملل برای اظهار نظر در خصوص تغییرات اقلیمی به‌ رسمیت شناخته شد و این انجمن از آن زمان برای کمک به سیاست‌های سازمان ملل در این زمینه اقدام به تهیه‌ی گزارش‌های منظم کرده است که در تدوینش صدها دانشمند مشارکت می‌کنند.

این گزارش‌ها بازتاب رسانه‌ای وسیعی می‌یابند و انتشار آنها توقعاتی را متوجه مسئولان سیاسی می‌کند که مجبورند در قبالش پاسخگوی افکار عمومی کشور خود و دنیا باشند.

فنّاوری‌های آینده‌نگر و رژیم‌های دراماتورژی

اومن می‌گوید در رهیافت‌های مختلف به تحقیق راجع به آینده‌نگری سه وجه اساسی رابطه‌ی میان دراماتورژی و آینده‌پردازی را مشخص می‌کنند: (الف) اینکه آینده از خلال چه سبک‌ها و انواع داستان‌گویی‌ ارائه می‌شود؛ (ب) اجرای اجتماعی تصویرهای آینده و توالی وقایع مربوط به آنکه مردم را چه در تصور و چه در واقعیت کنار هم قرار می‌دهد، چیست؛ و (ج) قواعد گفتاری و دراماتورژیکی که ساختارها و امکان‌های فضا را برای بازی محدود می‌کنند، چیستند.

خطوط داستانی: ارائه‌ی آینده

دراماتورژیِ فنّاوری‌های آینده‌نگر با ارائه‌ی «خط داستانی» (storyline) خاص راجع به آینده عمل را جهت می‌دهد. این خطوط داستانی برای تقلیل دشواری‌های گفتاری که حول تصاویر آینده شکل می‌گیرند، مفیدند. فناوری‌های آینده‌نگر خطوط داستانی‌ای راجع به آینده ارائه می‌کنند که آینده را قابل فهم‌ و قابل مدیریت‌ وانمود می‌کند و به این ترتیب است که به جهت‌دهی عمل بر اساس تلقی از آینده کمک می‌کنند.

مثال: اگر بخواهیم گرمایش جهانی کم‌تر از دو درجه سلسیوس باشد، باید انتشار گاز دی اکسید کربن را طی دهه‌ی آینده به‌شدت کم کنیم.

چنین خطوط داستانی‌ای مشروعیت خود را از اعتبار علمی و ریاضیاتیِ گفتارهایی می‌گیرند که بر آنها مبتنی هستند.

ساخت روایی (narrative structure) خطوط داستانی فناوری‌های آینده‌نگر، تنوع قابل توجهی دارند. این خطوط داستانی ممکن است از امروز تا آینده امتداد داشته باشند یا بین گذشته، حال، و آینده، بدون پیوستگی، گذر کنند. زمان این روایت‌ها نیز به‌ لحاظ بلندی و کوتاهی می‌تواند بسیار مختلف باشد.

دراماتورژی: به‌صحنه‌بردن اجرا

تعاملات اجتماعی در شرایط خاصی رخ می‌دهند و این شرایط هم‌زمان هم روند اجتماعی تعامل و هم پیامدهای تعامل را متعین می‌کنند. شرایطی که تعاملات را متعین می‌کنند از آن رو مهم هستند که به تعاملات معنا می‌بخشند. این معانی مبتنی بر تصوراتی هستند که می‌گویند چگونه شرایط خاصی قرار‌ست در آینده اثرگذار باشند. این موضوع وجه بسیار مهم دیگری را از اجرای اجتماعی پیش می‌کشد که عبارت است از تعاملات میان آدم‌ها و مکان‌ها؛ یا بگوییم توالی خاص وقایع در اجرای اجتماعی.

رغبت‌برانگیز‌بودن آینده‌های تصور‌شده به این بستگی دارد که اجرای این تصورات چطور بر صحنه بروند؛ اما همچنین به این هم بستگی دارد که این اجراها چطور از سوی اجراکنندگانشان طراحی شوند و در مقابل بازی‌های طراحان، مخالفان چه بازی‌ای بکنند.

اینجا تمرکز روی خود افکار، یا تصاویر آینده نیست؛ روی این است که بازی‌ها و کنش‌های کنشگران مختلف حول این افکار چگونه به صحنه می‌آیند و در مقام کنش و بازی چقدر جذابیت دارند.

ساختار: هدایت‌کردن قواعد دراماتورژی

فناوری‌های آینده‌نگر فقط متکی به حاملان گفتارها یا توالی رخدادها نیستند، آنها همچنین در دل ساختارهایی هستند – اعم از تصوری، گفتاری یا مادی – که ارزش و اعتبار این گفتارها متکی به آنهاست. این یعنی هر تحلیلی راجع به اینکه آینده‌های تصوری چگونه رغبت‌برانگیز می‌شوند تحلیل کاملی نیست، مگر تحلیلی راجع به ساختارهایی که به آنها امکان جذاب‌بودن می‌دهند هم داشته باشیم.

برای مثال ادعاهایی که متخصصان راجع به تغییرات اقلیمی می‌کنند متکی بر اعتماد معرفتی به مدل‌سازی‌های ریاضیاتی و نیز برنامه‌نویسی‌های کامپیوتری است که این مدل‌سازی‌ها را پیاده می‌کنند. اعتماد به این مبانی، مسئله‌ای فرهنگی است که از جامعه‌ای به جامعه‌ی دیگری می‌تواند متفاوت باشد؛ خصوصاً اگر مسئله این باشد که مبنای علمی این متخصصان در ساختار قدرت و افکار عمومی چه منزلتی برایشان می‌آورد.

خلاصه اینکه، فناوری‌های آینده‌نگری متکی بر هنجارها، معناها، و مفاهیمی هستند که تصویر آینده‌نگرانه‌شان را می‌سازد و در هر جامعه‌ای مشروع می‌کند یا نمی‌کند؛ خود این هنجارها و مفاهیم را باید نوع خاصی از فناوری آینده‌نگر به‌ شمار آورد و به همان سیاق باید تحلیلشان کرد.

تلخیص و گزارش از شهرزاد نوع‌دوست

از همین مبحث

آینده چیزی نیست که فقط بیاید و برسد؛ بلکه امری‌ست که مردم آن را تصور می‌کنند، درباره‌اش داستان می‌سازند، ابزارها و مدل‌هایی برایش طراحی می‌کنند و بعد بر اساس همین تصورات و ابزارها، تصمیم می‌گیرند، سیاست می‌سازند، و دست به عمل اجتماعی می‌زنند. آینده، از دل همین تصورات و اجراها، ساخته می‌شود
وقتی گروهی از مردم به تصویری از آینده باور پیدا کنند و آن را در قالب‌هایی چون گزارش، برنامه‌ریزی، نمایش، یا قانون‌گذاری به اجرا بگذارند، آن آینده به نیرویی مؤثر در اکنون بدل می‌شود. این‌ همان نقطه‌ی شروع برای ساختن آینده‌ای متفاوت و بهتر هم هست: می‌شود آینده‌ی مطلوب را از همین امروز، در فرایند رسیدن به آن، زندگی و اجرا کنیم
مقاله ۱۳
یرون اومن استاد آینده‌پژوهی در دانشگاه اوترخت هلند است. این گزارش مختصری است از منبع زیر:

Oomen, Jeroen, Jesse Hoffman, and Maarten A. Hajer. “Techniques of Futuring: On How Imagined Futures Become Socially Performative.” European Journal of Social Theory, vol. 25, no. 2, 2022, pp. 252–270.