تظاهرات شهروندان یک پدیدهی بسیار رایج است و تقریبا هر روز در نقطهای از جهان اتفاق میافتد؛ اما در طول تاریخ بهندرت اتفاق افتاده که جمع کثیری از تظاهراتکنندگان توسط حکومت قتلعام شوند.
الکسی آنیسین، استاد روابط بینالملل در دانشگاه آنگلوآمریکن پراگ، از معدود پژوهشگرانی است که به بررسی مقایسهای پدیدهی قتلعام تظاهرات در جهان میپردازد. او با بررسی دادههای ۷۶ قتلعام تظاهرات در خلال سالهای ۱۸۱۹ تا ۲۰۱۷ میلادی سازوکار خشونت مرگبار دولتی علیه اعتراضهای مردمی را صورتبندی میکند تا دریابد که این کشتارها چگونه و تحت چه شرایطی رخ میدهند؟
[توضیح دانشکده: در بررسی دادههای ۷۶ مورد قتلعام تظاهرات مشاهده میکنیم که تنها در ۶ مورد تعداد کشتهشدهها بیش از هزار نفر بوده است (فهرست کامل در انتهای همین مطلب درج شده). بیشترین تعداد کشتهها مربوط به تظاهرات میدان تیانآنمن چین در سال ۱۹۸۹ است؛ تخمین زده میشود که نیروهای حکومت بیش از ۲هزار نفر از معترضان را کشتند. چنانکه آنیسین اشاره میکند، بسیاری از قتلعامها در طول تاریخ ممکن است ثبت نشده باشند و اطلاعات مربوط به آنها، از جمله تعداد دقیق کشتهها و مجروحان، در دسترس عموم قرار نگیرد. اما دادههای گردآوری شده نشان میدهد که حتی اگر کمترین آمار کشتهشدگان در تظاهرات اخیر ۱۹-۱۸ دیماه ایران را فرض قرار دهیم (آمار حدود ۳هزار نفری که دولت ایران مدعی آن است و البته به مراتب کمتر از آمار اعلامی نهادهای حقوقبشری است) همچنان این تظاهرات میتواند خونینترین در تاریخ کشتارهای تظاهرات در سراسر جهان از قرن نوزدهم میلادی تا کنون محسوب شود. نکتهی دیگری که مورد اخیر ایران را در نمونههای تاریخی مشابه برجسته میکند گسترهی جغرافیایی است: چنان که دادههای تاریخی نشان میدهند، معمولا کشتار تظاهرات در یک نقطهی جغرافیایی اتفاق افتاده؛ اما در مورد اخیر ایران این شامل دهها مکان مختلف در سراسر کشور میشود.]
کشتار جمعی معترضان: پدیدهای مختص دولت مدرن
آنیسین در مقالهی خود یادآوری میکند که از روزگار فتوحات ژولیوس سزار در قلمرو امپراتوری روم تا جنگها و محاصرههای قرون وسطی، قتلعام مردم بخشی از منطق سرکوب و سلطه بوده است. با گسترش استعمار، این خشونت یکسویه علیه جمعیتهای بومی در سرزمینهایی چون استرالیا و آمریکای شمالی نیز تداوم یافت. در قرن بیستم نیز کشتارها در بستر جنگهای بزرگ و رژیمهای تمامیتخواه رخ دادند؛ از ویتنام ۱۹۶۸ تا تصفیهی بزرگ دههی ۱۹۳۰ در شوروی و سرکوبهای خونین دههی ۱۹۶۰ در اندونزی. چنین کشتارهایی ریشه در انگیزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، مذهبی، سرزمینی، نژادی یا ایدئولوژیک داشتهاند.
اما پدیدهی «قتلعام تظاهرات» (protest massacre) از قرن نوزدهم است که در تاریخ بشری ظاهر میشود. این پدیده به خشونت مسلحانهای اطلاق میشود که دولت یا گروههای منتسب به دولت علیه یک جنبش سازمانیافتهی معترض یا علیه تظاهرات خودجوش اعمال میکنند. این نوع خشونت عمدتاً در شرایط صلحآمیز و در نبود شرایط جنگی (چه جنگ داخلی و چه جنگ خارجی) رخ میدهد و از پدیدههایی مانند جنایتهای جنگی و نسلکشی متفاوت است.
آنیسین معتقد است «قتلعام تظاهرات» همزمان با شکلگیری دولت_ملت مدرن ظهور کرده است: از یکسو ظرفیتهای سلطه و حکمرانی (به خصوص ظرفیتهای امنیتی و اعمال خشونت دولت) افزایش پیدا میکند و از سوی دیگر ظرفیت سازماندهی جنبشهای اعتراضی اجتماعی و بهخطر انداختن حاکمان بیشتر میشود. به این ترتیب، قتلعام تظاهرات، هرچند نادر، نمادی از تعامل پیچیده میان قدرت دولت و اعتراض مدنی شد. این نوع خشونت نه به شکل خاصی از حکومت محدود است و نه به جغرافیایی معین: هم در دموکراسیها رخ داده و هم در نظامهای اقتدارگرا؛ هم در روستاها و هم در کلانشهرها.
هیچ معیار مشخصی دربارهی اینکه یک تظاهرات چه تعداد باید کشته داشته باشد تا آن را به عنوان یک قتلعام برشمرد، وجود ندارد. آنیسین ۷۶ واقعهی قتلعام تظاهرات را که در فاصلهی سالهای ۱۸۱۹ تا ۲۰۱۷ میلادی رخ داده بررسی کرده که هر یک دستکم ۱۰ کشتهی غیرنظامی داشتهاند. او با مرور این فجایع نشان میدهد با وجود تفاوتهای چشمگیر در زمینههای تاریخی، ساختارهای سیاسی و شیوههای بسیج، میتوان الگوهای تکرارشوندهای را در منطق سرکوب دولتی شناسایی کرد.
برخلاف این تصور که خشونت معترضان علت اصلی واکنشهای مرگبار دولت است، دادهها نشان میدهد ۴۴درصد موارد قتلعام تظاهرات در مواقعی اتفاق افتاده که معترضان کاملا در چارچوب مسالمتآمیز (nonviolent) فعالیت میکردهاند. ۲۳درصد موارد قتلعام در تظاهراتی رخ داده که در آنها اندکی تنش از قبیل مسدود کردن راهها، دعوا و تنهبهتنه شدن با پلیس ثبت شده است. ۱۶درصد قتلعام در مواردی رخ داده که تظاهرکنندگان تا حدی به خشونت غیرمسلحانه (unarmed violence) همچون پرتاب سنگ متوسل شده بودند. تنها در ۱۸درصد است که معترضان درگیر کنش مستقیم مسلحانه، مانند استفاده از سلاح گرم یا سرد و پرتاب بمبهای دستساز، بودهاند. این توزیع آماری نشان میدهد قتلعام تظاهرات الزاماً پاسخی به شورش مسلحانه نیست و در بسیاری موارد، دولتها علیه اعتراضات اساساً مسالمتآمیز نیز به خشونت مرگبار دست زدهاند.
۵۸درصد این کشتارها در شرایطی رخ داده که معترضان شخص اول حکومت را تهدید میکردهاند، یعنی زمانی که اعتراض از سطح مطالبات پراکنده فراتر رفته و مشروعیت یا بقای رأس قدرت را به چالش کشیده است. به بیان دیگر، آنچه واکنش مرگبار دولت را برمیانگیزد، نه صرفاً سطح خشونت معترضان، بلکه سطح تهدید سیاسیای (regime threat level) است که حکومت احساس میکند.
از نظر جغرافیایی نیز ۴۵درصد قتلعامها طی تظاهرات در کلانشهرها (urban metropolis) اتفاق افتاده: فضایی که معمولاً مرکز نمادین قدرت سیاسی و رسانهای است و کنترل آن برای حکومت اهمیتی حیاتی دارد. این تمرکز هم بازتاب روند جهانی شهرنشینی است و هم با شاخص «سطح تهدید» ارتباط دارد: کلانشهرها مکانهایی با حضور بینالمللی مانند محل استقرار نهادهای دیپلماتیک یا ناظران خارجی هستند. رؤسای حکومت و نهادهای مرکزی رژیم معمولاً در مناطق پرجمعیت شهری مستقرند و تهدید علیه آنها در چنین فضاهایی هم آشکارتر است و هم از نظر سیاسی حساستر. ۲۸درصد قتلعام تظاهرات هم در مراکز شهری استانی رخ داده است و بقیه در مناطق روستایی، بخشهای حاشیهای و مناطق دورافتاده بوده است.
شاخص دیگری که آنیسین بررسی کرده، مدت زمان بسیج تظاهراتکنندگان (prior mobilization) پیش از قتلعام است: ۵۴درصد از موارد قتلعام در مواقعی بوده که جنبش اعتراضی و تظاهرات دستکم ۹۰ روز پیش از سرکوب آغاز شده بود. در مقابل تنها ۱۵درصد قتلعامها به تظاهراتی مربوط است که بیش از هفتروز از آغازشان نمیگذشته است. این الگو نشان میدهد دولتها چه در برابر جنبشهای ریشهدار و چه در برابر اعتراضات تازه و خودجوش، بهندرت اجازه میدهند روند بسیج معترضان بدون مواجهه با سرکوب شدید ادامه یابد.
در نهایت، تحلیل آماریِ قتلعام تظاهرات نشان میدهد میانگین (average) کشتهها در هر قتلعام حدود ۲۲۰ نفر است، اما میانهی (median) تعداد قربانیان حدود ۵۰ نفر است. این فاصلهی چشمگیر میان میانگین و میانه نشان میدهد که توزیع دادهها بهشدت نامتقارن است: تعداد اندکی کشتار بسیار بزرگ رقم میانگین را بالا بردهاند، در حالی که اغلب موارد قتلعام در مقیاس کوچکتری رخ دادهاند. از منظر روششناختی، این تفاوت اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد کشتار جمعی طیفی از رویدادها را دربرمیگیرد، نه صرفاً فجایع با ابعاد بسیار گسترده.
محرکهای دست به سلاح شدن حاکمان
آنیسین میان افزایش فعالیتهای اعتراضی و تشدید واکنش قهری دولتها نوعی الگوی تکرارشونده میبیند. دو دهه پیش، کریستین دَوِنپورت، یک پژوهشگر علوم سیاسی در بررسی منطق سرکوب دولتی ایدهی «قانون پاسخدهی قهری» (law of coercive responsiveness) را مطرح میکند؛ به این معنا که هرچه چالشهای مخالفان برای حکومت دردسرسازتر شود، احتمال توسل حکومت به ابزارهای سرکوب نیز افزایش مییابد. البته این رابطه نیز همیشه مکانیکی و یکسان نیست. شدت و شکل سرکوب به عواملی همچون سطح توسعهی اقتصادی، نوع رژیم سیاسی، میزان استقلال قوهی قضاییه، حضور نهادهای بینالمللی و دامنهی آزادی اعتراضات قانونی بستگی دارد. در چنین بستری است که در مواردی خاص، سرکوب میتواند به اشکال حادّی چون قتلعام معترضان منتهی شود.
در تحلیل شدت خشونتِ عاملان، آنیسین به پژوهشهای رندال کالینز، جامعهشناس آمریکایی، ارجاع میدهد. کالینز از وضعیتی به نام «وحشتِ پیشرونده» (forward panic) سخن میگوید، یعنی لحظهای انفجاری که پس از دورهای تنش فرساینده میان دو طرف، مخالفان و حکومت، رخ میدهد. در واقع، تا زمانی که توازن برقرار است، خشونت مهار میشود. اما کافی است یکی نشانهای از ضعف بروز دهد تا احساس برتری ناگهانی در سوی مقابل شکل بگیرد. درست در همین لحظه است که سد مهار فرو میریزد: تنش انباشته تخلیه میشود، نه بهصورت عقبنشینی، بلکه در قالب حملهای شدید و گاه بیرحمانه. در این وضعیت، قطبیسازی به اوج میرسد و دشمن از یک رقیب سیاسی به موجودی خطرناک و حتی غیرانسانی تبدیل میشود. این دگرگونی ادراکی، خشونت را هم از نظر عملی آسانتر و هم از نظر روانی برای عاملان قابلتحملتر میکند. آنیسین معتقد است این انفجار هیجانی، هرچند در سطح روانی برای عاملانش احساس قدرت و رهایی از خطر میآفریند، در سطح سیاسی الزاماً همیشه به تحکیم موقعیت آنان نمیانجامد.
حکومتها همواره با این خطر روبهرو هستند که خشونتشان بهجای مرعوبکردن، به بسیج گستردهتر جامعه بینجامد. به همین دلیل، پس از سرکوب، اغلب به راهبردهایی چون سانسور رسانهای، تحریف روایتها، تحقیقات نمایشی و بیاعتبارسازی قربانیان متوسل میشوند تا هزینهی اخلاقی و سیاسی خشونت را کاهش دهند. تجربههایی مانند قتلعام قیام سووتو در آفریقای جنوبی دوران آپارتاید نشان میدهد که سرکوب خشن گاه به نتایجی وارونه میانجامد: خشونتی که برای ایجاد هراس طراحی شده، به لحظهای مشترک برای شکلگیری همبستگی جمعی بدل میشود.
آنیسین در پژوهش خود نشان میدهد که پدیدهی قتلعام تظاهرات نوع خاصی از جنایت دولتی است که میراث و خاستگاه تاریخی متمایزی دارد. نکتهی برجستهی پژوهش او این است که برخلاف تصور عمومی، تظاهرات مسالمتآمیز و اعتراضهای غیرخشونتآمیز از قضا بیشترین سهم را در موارد منجر به قتلعام داشتهاند (۴۴درصد). هنگامی که این موارد را با تظاهراتی که اندکی خشونتِ هدایتنشده داشتهاند (نظیر بستن راهها و رویارویی با پلیس) جمع کنیم، در مجموع ۶۷درصد از موارد قتلعام تظاهرات را شامل میشوند. این یافته قابل توجه است و در تعارض با پژوهش مشهور اریکا چِنووِث و اِوان پرکاسکی قرار دارد قرار دارد که مدعی بودند جنبشهای اعتراضی غیرخشونتآمیز نسبت به جنبشهای خشونتآمیز کمتر در معرض کشتارهای جمعی قرار میگیرند. پژوهش آنیسین اتفاقا نشان میدهد که تظاهرات مسالمتآمیز نیز همچنان میتواند با پاسخ بسیار خشونتآمیز حکومت روبرو شود.
چنانکه آنیسین نتیجه میگیرد، «همانگونه که تاریخ اخیر نشان داده است، نافرمانیِ غیرخشونتآمیز در برخی کشورها همچنان پرخطر است. هرچند ثابت شده که دموکراسیهای پیشرفته بسیار بعید است حقوق بشر شهروندان خود را بهطور گسترده نقض کنند، این پرسش همچنان باقی است که چرا در برخی موارد، و نه در موارد دیگر، در بسترهایی که دارای نهادهای اقتدارگرا یا هنجارهای دموکراتیک رو به افول هستند، سرکوب شدید علیه تظاهرات اعمال میشود.»
فهرست موارد قتلعام تظاهرات از سال ۱۸۱۹ تا ۲۰۱۷ میلادی (گردآوری شده توسط الکسی آنیسین)
| ردیف | سال | محل وقوع | حداقل تعداد معترضان (نفر) | عاملان سرکوب | حداقلکشتهشدگان |
| ۱ | ۱۸۱۹ | منچستر، بریتانا | ۶۰هزار | ارتش | ۱۱ |
| ۲ | ۱۸۴۴ | سیلزی، پروس | ۴هزار | پلیس | ۳۵ |
| ۳ | ۱۸۴۴ | پاریس، فرانسه | ۳۰هزار | نیروهای امنیتی | ۲۰ |
| ۴ | ۱۸۹۲ | لودژ، لهستان | ۴۰هزار | ارتش | ۲۰۰ |
| ۵ | ۱۸۹۳ | کالتاووتورو، ایتالیا | ۱۰۰ | پلیس | ۱۵ |
| ۶ | ۱۸۹۷ | لتیمر، آمریکا | ۴۰۰ | پلیس | ۲۲ |
| ۷ | ۱۹۰۲ | بارسلونا، اسپانیا | ۲۰۰ | پلیس | ۱۰۰ |
| ۸ | ۱۹۰۴ | آلِشد، رومانی | ۵۰۰ | پلیس | ۳۷ |
| ۹ | ۱۹۰۵ | سنپترزبورگ، روسیه | ۱۵۰هزار | ارتش | ۲۰۰ |
| ۱۰ | ۱۹۰۷ | بوتوشانی، رومانی | ۱۰هزار | ارتش | ۲۰۰۰ |
| ۱۱ | ۱۹۰۷ | سانتاماریا، شیلی | ۱۰هزار | ارتش | ۲۰۰۰ |
| ۱۲ | ۱۹۰۹ | بارسلونا ، اسپانیا | ۱۰۰۰ | پلیس | ۲۰۰ |
| ۱۳ | ۱۹۱۲ | ایرکوتسک، روسیه | ۲۰۰۰ | ارتش | ۳۰۰ |
| ۱۴ | ۱۹۱۴ | لادلو، کلرادو | ۵۰۰ | نیروهای امنیتی | ۲۰ |
| ۱۵ | ۱۹۱۹ | پنجاب، هند | ۱۵هزار | ارتش | ۵۳۰ |
| ۱۶ | ۱۹۲۵ | لاکرونیا، شیلی | ۲۰۰ | ارتش | ۲۰ |
| ۱۷ | ۱۹۲۵ | کانتون/گوانگژو، چین | ۱۰۰هزار | ارتش | ۶۰ |
| ۱۸ | ۱۹۲۷ | وین/ اتریش | ۵۰۰ | پلیس | ۱۰۰ |
| ۱۹ | ۱۹۲۸ | سیهناگا، کلمبیا | ۱۰هزار | ارتش | ۱۰۰ |
| ۲۰ | ۱۹۳۰ | قصهخوانی، هند | ۵۰۰۰ | ارتش | ۴۰۰ |
| ۲۱ | ۱۹۳۷ | پونس، پورتوریکو | ۳۰۰۰ | پلیس | ۱۸ |
| ۲۲ | ۱۹۳۷ | شیکاگو، آمریکا | ۲۰۰ | پلیس | ۱۰ |
| ۲۳ | ۱۹۴۷ | تایپه، تایوان | ۲۰۰۰ | پلیس | ۱۳۰۰ |
| ۲۴ | ۱۹۵۳ | برلین، آلمان شرقی | ۱۰۰هزار | ارتش | ۵۰۰ |
| ۲۵ | ۱۹۵۶ | پوزنان، لهستان | ۱۰۰هزار | ارتش | ۲۰ |
| ۲۶ | ۱۹۵۶ | تفلیس، گرجستان | ۱۰هزار | ارتش | ۲۰۰ |
| ۲۷ | ۱۹۶۰ | شارپویل، آفریقای جنوبی | ۱۰۰۰ | پلیس | ۶۰ |
| ۲۸ | ۱۹۶۱ | پاریس، فرانسه | ۳۰هزار | پلیس | ۲۰۰ |
| ۲۹ | ۱۹۶۲ | نووچرکاسک، شوروی | ۲۰۰۰ | نیروهای امنیتی | ۲۵ |
| ۳۰ | ۱۹۶۸ | مکزیکوسیتی، مکزیک | ۳۰۰۰ | پلیس | ۳۰۰ |
| ۳۱ | ۱۹۷۱ | کورپوس کریستی، مکزیک | ۵۰۰۰ | نیروهای امنیتی | ۳۰ |
| ۳۲ | ۱۹۷۲ | دِری، ایرلند شمالی | ۱۰هزار | نیروهای امنیتی | ۱۴ |
| ۳۳ | ۱۹۷۶ | سووتو، آفریقای جنوبی | ۱۰هزار | پلیس | ۷۰ |
| ۳۴ | ۱۹۷۸ | پانزوس، گواتمالا | ۲۰۰ | ارتش | ۹۰ |
| ۳۵ | ۱۹۷۸ | تهران، ایران | ۲۰هزار | ارتش | ۵۰۱ |
| ۳۶ | ۱۹۸۰ | گوانگجو، کره جنوبی | ۳۰هزار | نیروهای امنیتی | ۲۱۶ |
| ۳۷ | ۱۹۸۴ | وال تراینگل، آفریقای جنوبی | ۵۰۰۰ | پلیس | ۱۰۰۰ |
| ۳۸ | ۱۹۸۵ | اسکالانته، فیلیپین | ۱۰هزار | نیروهای امنیتی | ۲۰ |
| ۳۹ | ۱۹۸۵ | ماملودی، آفریقای جنوبی | ۵۰هزار | پلیس | ۱۳ |
| ۴۰ | ۱۹۸۵ | اویتنهاخ، آفریقای جنوبی | ۱۰۰۰ | پلیس | ۲۰ |
| ۴۱ | ۱۹۸۶ | وینتروِلد، آفریقای جنوبی | ۲۰هزار | پلیس | ۱۱ |
| ۴۲ | ۱۹۸۶ | ژلتوقسان، قزاقستان | ۵۰هزار | ارتش | ۲۰۰ |
| ۴۳ | ۱۹۸۷ | منیولا، فیلیپین | ۱۰هزار | ارتش | ۱۳ |
| ۴۴ | ۱۹۸۹ | تفلیس، گرجستان | ۲۰۰هزار | ارتش | ۲۲ |
| ۴۵ | ۱۹۸۹ | تیانآنمن، چین | ۵۰هزار | ارتش | ۲۰۰۰ |
| ۴۶ | ۱۹۹۰ | کشمیر (گاوادال)، هند | ۱۰۰۰ | نیروهای امنیتی | ۵۰ |
| ۴۷ | ۱۹۹۰ | دوشنبه، تاجیکستان | ۱۰هزار | ارتش | ۲۶ |
| ۴۸ | ۱۹۹۱ | تیمورشرقی | ۳۰۰ | ارتش | ۲۵۰ |
| ۴۹ | ۱۹۹۱ | ویلنیوس، لیتوانی | ۲۵هزار | ارتش | ۱۴ |
| ۵۰ | ۱۹۹۲ | بانکوک، تایلند | ۵۰۰هزار | نیروهای امنیتی | ۵۲ |
| ۵۱ | ۱۹۹۲ | بیشو، آفریقای جنوبی | ۸۰هزار | نیروهای امنیتی | ۳۱ |
| ۵۲ | ۱۹۹۳ | لومه، توگو | ۲۰۰۰ | نیروهای امنیتی | ۲۴ |
| ۵۳ | ۱۹۹۳ | کشمیر (بیجبِهارا)، هند | ۱۰۰۰ | ارتش | ۵۰ |
| ۵۴ | ۱۹۹۵ | آگواس بلانکاس، مکزیک | ۲۰۰ | پلیس | ۱۲ |
| ۵۵ | ۱۹۹۶ | الدورادو دوس کاراجاس، برزیل | ۵۰۰ | ارتش | ۱۹ |
| ۵۶ | ۱۹۹۷ | غولجا، چین | ۱۰هزار | ارتش | ۱۰۰ |
| ۵۷ | ۱۹۹۷ | پنومپن، کامبوج | ۱۰۰۰ | نیروهای امنیتی | ۱۹ |
| ۵۸ | ۲۰۰۰ | ابیجان، ساحل عاج | ۲۰۰۰ | ارتش | ۶۰ |
| ۵۹ | ۲۰۰۱ | زنگبار، تانزانیا | ۵۰هزار | ارتش / پلیس | ۳۵ |
| ۶۰ | ۲۰۰۱ | تکبای، تایلند | ۱۰۰۰ | ارتش/ پلیس | ۸۰ |
| ۶۱ | ۲۰۰۳ | لاپاز، بولیوی | ۱۰هزار | ارتش | ۶۷ |
| ۶۲ | ۲۰۰۵ | شانگوی (دنگژو) چین | ۱۰هزار | نیروهای امنیتی | ۱۰۰۰ |
| ۶۳ | ۲۰۰۵ | اندیجان، ازبکستان | ۳۰هزار | نیروهای امنیتی | ۱۸۷ |
| ۶۴ | ۲۰۰۷ | گینه | ۳۰هزار | ارتش | ۲۰ |
| ۶۵ | ۲۰۰۸ | لهاسا، تبت | ۲۰۰۰ | نیروهای امنیتی | ۱۰ |
| ۶۶ | ۲۰۰۹ | گینه | ۵۰هزار | ارتش | ۱۵۷ |
| ۶۷ | ۲۰۰۹ | تهران، ایران | ۵۰۰۰ | پلیس | ۱۰ |
| ۶۸ | ۲۰۱۰ | بانکوک، تایلند | ۲۵۰۰۰ | نیروهای امنیتی | ۲۰ |
| ۶۹ | ۲۰۱۱ | درعا، سوریه | ۱۰هزار | ارتش | ۲۰ |
| ۷۰ | ۲۰۱۲ | ماریکانا، آفریقای جنوبی | ۲۰۰ | پلیس | ۷۸ |
| ۷۱ | ۲۰۱۳ | رابعه، مصر | ۸۰هزار | نیروهای امنیتی | ۹۳۲ |
| ۷۲ | ۲۰۱۵ | آدیسآبابا، اتیوپی | ۲۰۰۰ | نیروهای امنیتی | ۱۰ |
| ۷۳ | ۲۰۱۶ | کشمیر، هند | ۱۰۰۰ | پلیس | ۳۰ |
| ۷۴ | ۲۰۱۷ | بوئا، کامرون | ۵۰هزار | نیروهای امنیتی | ۲۰ |
| ۷۵ | ۲۰۱۷ | اسمره، اریتره | ۱۰هزار | نیروهای امنیتی | ۱۰۰ |
| ۷۶ | ۲۰۱۷ | نایروبی، کنیا | ۱۰۰۰ | پلیس | ۳۳ |