سوزان نوسل:

وقتی احترام به خودسانسوری ناخواسته می‌انجامد

شرکت‌کنندگان در مسابقه‌ی ملی مناظره در آمریکا، سال ۱۹۷۰ (UMass Amherst Libraries)

سوزان نوسل:

وقتی احترام به خودسانسوری ناخواسته می‌انجامد

– مقاله ۸
سوزان نوسل نویسنده و رئیس پیشین انجمن قلم آمریکاست. این گزارش مختصری است از منبع زیر:

Nossel, Suzanne. Dare To Speak: Defending Free Speech For All. HarperCollins, 2020.

شرکت‌کنندگان در مسابقه‌ی ملی مناظره در آمریکا، سال ۱۹۷۰ (UMass Amherst Libraries)

در جهانی که حساسیت نسبت به زبان افزایش یافته، چگونه می‌توان آزادانه سخن گفت بی‌آنکه به انسداد گفت‌وگو، رنجش یا خودسانسوری دامن زد؟ سخنانی که پیش‌تر بی‌دغدغه ابراز می‌شدند، امروز به سرعت سبب رنجش طیف‌های گوناگونی در یک جامعه می‌شوند؛ و این وضع از جغرافیایی به جغرافیایی دیگر، از زمینه‌ای به زمینه‌ای دیگر متفاوت است. این وضعیت از یک سو نشانه‌ی توجه به شأن انسانی و عواطف دیگران است، اما از سوی دیگر خطر تضعیف آزادی اندیشه و بیان را در پی دارد.

سوزان نوسل، نویسنده و رئیس پیشین انجمن قلم آمریکا، معتقد است اگر مراقبت از کلمات به هراس از مطرح کردن ایده‌های تازه منجر شود، در واقع آزادی اندیشه محدود شده است. خودسانسوری ناخواسته، پرهیز از بحث درباره‌ی ایده‌های نامتعارف و غلبه‌ی فضای سکوت بر عرصه‌ی عمومی، از جمله تبعات این تحولاتند. به باور او تاریخ گواهی می‌دهد که بسیاری از ایده‌هایی که زمانی منحرف یا خطرناک تلقی می‌شدند، بعدها به پیشرفت‌های اجتماعی منجر شدند؛ از تردید در وجود خداوند گرفته تا حقوق مدنی و حقوق همجنسگرایان و استفاده از داروهای ضدبارداری.

نوسل می‌پرسد چگونه می‌توان در چنین فضایی همچنان گفت‌وگوی سازنده داشت؟ او با طرح این پرسش تلاش می‌کند به بررسی راه‌هایی بپردازد که می‌توان با استفاده از آن بحث‌های دشوار را پیش برد و از خاموشی صداهای متفاوت جلوگیری کرد.

معنای آگاهی در استفاده از زبان

نوسل بحث را با یادآوری ضرب‌المثلی قدیمی آغاز می‌کند: «مراقب زبانت باش.» این هشدار ساده امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است، زمانه‌ای که هر اظهارنظری به‌آسانی مرزهای فرهنگ، ملیت و هویت را درمی‌نوردد. زبان نیرویی ژرف در خود دارد؛ چرا که می‌تواند پیوند ایجاد کند یا که آسیب برساند. در جوامع متنوع امروزی که انسان‌هایی با پیشینه‌های نژادی، دینی، جنسیتی و اقتصادی گوناگون بیش از پیش در هم آمیخته‌اند، دقت در آنچه می‌گوییم و شیوه‌ی بیانمان، تنها نشانه‌ی ادب نیست؛ بلکه شرط گفت‌وگویی معنادار و ‌دور از آسیب است.

نوسل تأکید می‌کند این آگاهی نباید به خودسانسوری منجر شود، بلکه باید نشانگر درک عمیق ما از اثر احتمالی کلماتمان باشد. یکی از عناصر کلیدی در استفاده‌ی آگاهانه از زبان، این است که بفهمیم برداشت شخصی ما از واژگان لزوماً برای همه یکسان نیست. کلماتی که همیشه به صورت عادی به کار برده‌ایم، امروز می‌تواند برای طیف‌های وسیعی آسیب‌زا باشد؛ برای مثال زبان‌شناسان فمینیست تاکید می‌کنند در پس کلمه‌ی «نوع بشر» (Mankind) بار جنسیتی ناشی از یک نابرابری به وسعت تاریخ نهفته است و سخنران آگاه در برابر این دغدغه‌ها واکنش تدافعی نشان نمی‌دهد، بلکه با دقت به آن‌ها گوش می‌دهد.

خطر دخالت حاکمان

مدافعان متمم اول قانون اساسی آمریکا تمام‌قد از هر‌ نوعِ بیان آزاد دفاع می‌کنند، اما بسیاری نیز شکل‌هایی از بیان را قابل دفاع نمی‌دانند، نظیر حملات لفظی نژادپرستانه و زن‌ستیزانه‌. دیگرانی هم هستند که به مضر‌بودن این اشکال بیان آگاهند، اما نمی‌خواهند به دولت اجازه‌ی ورود به ساحت بیان و اختیار عمل در سانسور بدهند. حتی اگر این اختیار صرفاً برای مبارزه با گفتار نفرت‌آمیز باشد، کشاندن پای دولت به این عرصه راه را برای سیاسی‌کردن آزادی بیان باز می‌کند و به دست دولت بهانه می‌دهد تا تحت‌پوشش دفاع از عواطف این یا آن گروه با فعالان مدنی مقابله کند.

به باور نوسل هم طیف سیاسی رادیکال چپ و هم راست با این ایده موافقند؛ پس باید قاعدتاً راه را برای گفتگوهای سازنده‌ی خارج از محدوده‌ی تسلط دولت هموار کند، اما  در کمال حیرت گرایش رایج این است که به جای تمرکز بر اشتراکات بر نقاط اختلاف دامن می‌زنند. پس خبری از اجماع بر سر این مساله‌ی حیاتی نیست.

از دست دادن کنترل اثرگذاری بیان

این‌روزها اینترنت و شبکه‌های اجتماعی سبب شده‌اند که گویندگان دشوارتر بتوانند دایره‌ی اثرگذاری بیانشان را کنترل کنند. نوسل می‌نویسد  حتی یک اظهارنظرِ از سر مزاح که ممکن است در یک بستر خاص درک شود، وقتی به فضای آنلاین می‌رود به راحتی می‌تواند از زمینه و لحن جدا و بدل به یک بحران شود. پس در بستر آنلاین، تنها نیت عدم آسیب کافی نیست. آگاهی زبانی مستلزم این است که به یاد داشته باشیم مخاطبان آنلاین غیرقابل پیش‌بینی هستند و گوینده ممکن است هیچ فرصتی برای توضیح مجدد نداشته باشد.

در حالی که نوسل از دقت در زبان حمایت می‌کند، یک دشواری اساسی را نیز به رسمیت می‌شناسد: توهین موضوعی است ذهنی. چیزی که برای یک گروه یا فرد توهین‌آمیز به نظر می‌رسد، ممکن است برای دیگری بی‌ضرر باشد. زبان به طور مداوم در حال تغییر است؛ واژه‌هایی که زمانی بی‌طرف در نظر گرفته می‌شدند، ممکن است بعداً ناپسند تلقی شوند و بالعکس.

معضل مباحث دشوار

همه‌ی ما لحظاتی را تجربه کرده‌ایم که در اثر طرح موضوعی حساس و دشوار، جمع دچار سکوتی ناخوشایند می‌شود. نوسل یکی از شایع‌ترین و جدیدترین این موقعیت‌ها را در خانواده‌های آمریکایی جست‌وجو کرده است؛ یعنی زمانی که جنبش #من‌هم (MeToo) در اوج خود بود. مسأله‌ی رفتارهای تعرض‌آمیز و آزاردهنده‌ی جنسی هر بار که در مهمانی‌ها مطرح می‌شد، حتی برای کسانی که هم‌عقیده بودند، خیلی زود سکوت برقرار می‌شد و بحث تغییر می‌کرد.  نوسل معتقد است در نتیجه‌ی این وضعیت افراد بیشتر و بیشتر به جمع‌های کوچک می‌روند؛ جمع‌هایی که همه با هم موافقند و به این ترتیب از مواجهه با این حس ناراحتی اجتناب می‌کنند. در نتیجه، بسیاری از دانشجویان در دانشگاه‌های تراز اول آمریکا چهار سال تحصیل می‌کنند، بدون اینکه حتی یک‌بار در کلاسی شرکت کنند که فرضیاتشان را به چالش بکشد. اما برای کسانی که به حقیقت‌جویی اعتقاد دارند و نمی‌خواهند در دایره‌ی همفکران خود گرفتار بمانند، گفت‌وگو با مخالفان ضروری است. تلاش برای اجتناب یا ساکت کردن صدای مخالف، واکنشی غریزی به تجربه‌ی ناخوشایند است و باید در برابر آن مقاومت کرد.

نوسل می‌نویسد تجربه نشان داده اغلبِ قریب به اتفاق موضوعات و ایده‌ها، از جمله آنها که در نگاه نخست تابو به نظر می‌رسند، در صورت بیان دقیق و استدلال محکم نه تنها شنیده می‌شوند، بلکه می‌توانند تأثیری عمیق و ماندگار بگذارند. از نمونه‌های اخیر می‌توان به مقاله‌ی در دفاع از غرامت به قلم تانه‌سی کوتس در مجله‌ی آتلانتیک اشاره کرد که در آن نویسنده ایده‌ی جنجالی غرامت به نوادگان بردگان در آمریکا را پیش کشید. با استفاده از اسناد قانع‌کننده و انکارناپذیر، کوتس نشان داد که پایان برده‌داری به معنای پایان مشکلات بردگان نبوده است. او با تمرکز بر بازار مسکن در می‌سی‌سی‌پی و شیکاگو، تقسیم‌بندی مدارس براساس نژاد و انباشت ثروت در میان گروه‌های مختلف طی چندین نسل، استدلال کرد برای رسیدن به جامعه‌ای عادلانه‌تر، باید به نوادگان بردگان غرامت پرداخت. این ایده همیشه در جامعه‌ی آمریکا نامحبوب بوده و هر بار که مطرح شده، خشم و جنجال زیادی به دنبال داشته است. اما این بار، استدلال قوی و دقیق کوتس، لحن متقاعدکننده‌اش و تحقیقات بی‌نقصش سبب شد که بحثی ملی در بگیرد و حتی کنگره‌ی آمریکا از او دعوت کند تا برای ارائه‌ی دیدگاه‌هایش سخنرانی کند.

نوسل می‌نویسد نمونه‌های این‌چنینی نشان می‌دهد تحقیق دقیق و استدلال محکم بهترین مسیر برای طرح ایده‌هایی است که اغلب افراد آنها را درست و غیرقابل بحث می‌دانند و از به چالش کشیده‌شدنشان برمی‌آشوبند. او در همین راستا به مورد دیگری اشاره می‌کند: به کتاب علیه دلسوزی: در دفاع از همدلی عقلانی (۲۰۱۶) نوشته‌ی پل بلوم؛ این استاد روان‌شناسی در کتاب خود ایده‌ی دلسوزی و همذات‌پنداری را به‌طور کامل رد می‌کند، کاری که به‌راحتی می‌توانست باعث برانگیخته شدن خشم خوانندگان شود. اما برای کسانی که کتاب را مطالعه کنند، استدلال‌های بلوم آن‌قدر محکم و متقاعدکننده است که نمی‌گذارد خواننده به‌طور غریزی واکنش نشان دهد و به‌راحتی از موضع او عبور کند.

پیش‌بینی نقطه‌نظر مخالف

اقناع کردن کار ساده‌ای نیست و موفقیت در آن نیازمند پیش‌بینی نظرات مخالف، تحلیل استدلال‌های آن‌ها و توانایی نگاه کردن به یک موضوع از چند زاویه است. برهمین اساس نوسل معتقد است قانع‌کننده‌ترین استدلال همانی‌ست که پیشاپیش جواب مخالفانش را در خود گنجانده باشد؛ آن‌هم پیش از اینکه مخالف لب به شکایت بگشاید. از نظر نوسل نمونه‌ی چنین استدلالی گزارش چگونه باید درباره‌ی قدرت لابی اسرائیل صحبت کنیم؟ در مجله‌ی نیویورک است. پیش از آغاز هر بحثی، اندرو سالیوان در این مقاله تأکید می‌کند که به کلیشه‌های موجود درباره‌ی پول‌دوستی یا خست یهودی‌ها واقف است و به هیچ وجه قصد تکرارشان را ندارد، اما هراس از تکرار این کلیشه‌ها نباید مانع از مواجهه با واقعیتی تاریخی باشد: «بدون نفوذ لابی اسرائیل در واشنگتن، سیاست خارجی آمریکا در نیم‌قرن اخیر به کل چیز دیگری می‌بود.»

نوسل یکی دیگر از جنجالی‌ترین موضوعات در عرصه‌ی بیان عمومی را مساله‌ی تفاوت قابلیت‌های ذهنی و جسمی افراد بر اساس نژاد و خصایص ژنتیکی آنهاست. چرا که این بحث مستقیم به قلب تاریخ نژادپرستی می‌رود و یادآور تمام حرف‌ها و تبلیغاتی است که نژادپرستان برای توجیه باورهای خود به کار بردند. دانشمندان نیز در طول سالیان با آزمایش‌های متعدد ثابت کرده‌اند این عقاید پایه‌ای در واقعیت ندارد. اما در سال‌های ریاست‌جمهوری ترامپ که کلیشه‌های مربوط به برتری نژادی سفیدها تکرار می‌شود، عده‌ای سر این بحث را باز کرده‌اند و دعواها دوباره داغ شده است. از جمله‌ی این بحث‌ها، یکی هم ایده‌های حول همجنس‌گرایی به عنوان خصلتی ژنتیک بود. کم نیستند کسانی که هنوز باور دارند همجنس‌گرایی نتیجه‌ی نقص ژنتیک است و نوعی انحراف از هنجارهای جنسیتی طبیعی. در سال ۲۰۱۹، گروهی از دانشمندان ژنتیک نتیجه‌ی تحقیقی مفصل درباره‌ی رابطه‌ی همجنس‌گرایی و ژنتیک منتشر کردند که نشان می‌داد هیچ‌گونه شواهدی برای این مدعا وجود ندارد، و همجنس‌گرایی تا حد زیادی نتیجه‌ی عوامل محیطی‌ست. نوسل این ادعا را هم جنجالی دسته‌بندی می‌کند و می‌نویسد چنین ایده‌ای می‌تواند به کمک کسانی بیاید که معتقدند همجنس‌گرایی درمان‌پذیر است.

به‌رسمیت‌شناختن تفاوت‌ها

راه‌های زیادی وجود دارد برای خلق شرایطی که در آن این قبیل بحث‌ها در شرایط آرام و بدون تنش و به‌طور سازنده می‌توانند مطرح شوند. نوسل یکی از بهترین نمونه‌ها را «لیگ مباحثه» در نیویورک معرفی می‌کند؛ برنامه‌ای که طی آن دانش‌آموزان را از تمام مدارس نیویورک گرد هم می‌آورند و جوانانی از ثروتمندترین محلات شهر را در کنار هم‌سن‌و‌سالان‌شان از فقیرترین نقاط می‌نشاند. دانش‌آموزان در این مباحثه‌ها درباره‌ی موضوعاتی جنجالی همچون حق حمل اسلحه یا ضرورت مجازات بیان نژادپرستانه با هم حرف می‌زنند. مخالفان و موافقان به دو گروه کوچک تقسیم می‌شوند؛ این تقسیم‌بندی تصادفی است و لزوماً به باور فرد ربط ندارد، بنابراین فرد مخالف حمل اسلحه  ممکن است در یکی از این بحث‌ها خود را در جناح موافق آن بیابد. به این طریق، جوانان یاد می‌گیرند دنیا را از منظر مخالفان خود ببینند و برای نقطه‌نظرات گوناگون استدلال‌های قانع‌کننده پیش بکشند.

براساس همین الگو نوسل برای کسانی که می‌خواهند با مخالفان خود به مناظره بنشینند، چند شیوه پیشنهاد می‌کند:

  • هنگام طرح نظری جنجالی تا می‌توانید از نقطه‌نظر مقابل خود آگاه باشید و استدلال‌های آنان را تا حد ممکن هضم کنید، و هنگام طرح نظر خود جواب آن استدلال‌ها را هم بدهید.
  • تا جایی که می‌توانید برای استدلال خود شواهد و مستندات جمع کنید.
  • آماده‌ی بدفهمی باشید و به روش‌هایی برای مقابله با انواع بدفهمی‌ها و تصحیح آن بیندیشید.
  • هر روز زمانی را به خواندن وبسایت‌ها و مطبوعات جناح مخالف خود اختصاص دهید.

آگاهی زبانی بدون خودسانسوری

در نهایت، نوسل نکته‌ی مهمی را مطرح می‌کند: آگاهی زبانی به معنی سرکوب افکار فرد نیست. ایده‌های جنجالی یا حتی توهین‌آمیز می‌توانند و بایدابراز شوند، اما باید با دقت چارچوب‌بندی شوند تا وضوح را حداکثر کرده و آسیب ناخواسته را به حداقل برسانند.استفاده از زبان آگاهانه، بر خلاف آنچه ممکن است تصور شود، به جای محدود کردن، بحث عمومی را غنی‌تر می‌کند. این نوع زبان اجازه می‌دهد تا گفت‌وگوهای دشوار بدون آسیب و سوءتفاهم غیرضروری انجام شوند و پیام به درستی منتقل شود.او از خوانندگان می‌خواهد که آگاهی زبانی را به عنوان یک عادت ببینند.

نوسل از هر یک از ما می‌خواهد که ویراستار سخنان خود باشیم، طبیعت تکاملی زبان را بپذیریم و درک کنیم که سخن و پیامدهای آن اکنون به طور جدایی‌ناپذیری جهانی شده‌اند. با انجام این کار، ما نه تنها کرامت دیگران بلکه از آینده‌ی بیان آزاد خود نیز محافظت می‌کنیم.

از همین مبحث

نوسل هشدار می‌دهد مراقبت از زبان نباید به سکوت و خودسانسوری بینجامد؛ تاریخ نشان می‌دهد بسیاری از ایده‌هایی که روزگاری توهین‌آمیز یا خطرناک شمرده می‌شدند، بعدها مسیر پیشرفت اجتماعی را هموار کرده‌اند
به باور نوسل، آگاهی زبانی نه دشمن آزادی بیان که شرط آن است: تنها وقتی سخنانمان را دقیق و مسئولانه چارچوب‌بندی کنیم می‌توانیم گفت‌وگوهای دشوار را پیش ببریم و از خاموشی صداهای متفاوت جلوگیری کنیم