تروما و تیمار جمعی
بحث‌هایی پیرامون گسست‌های اجتماعی و روش‌های مراقبت، التیام و بازسازی جمعی
کیانا کریمی

جامعه‌ی ترومازده، جامعه‌ای که فاجعه را تجربه کرده و ناخواسته گوش‌به‌زنگ فاجعه‌ی بعدی هم است، چطور می‌تواند التیام پیدا کند؟ راه‌های بازسازی روانی و اجتماعی در پی زخم‌های جمعی همچون سرکوب، جنگ، مهاجرت یا فقر ساختاری چیست؟ در دل ویرانی‌های سیاسی و اقتصادی چه اشکال نوینی از مراقبت، همبستگی و معنا یافتن سربرمی‌آورد؟ نقش بدن، فضا، و خاطره در بروز و تیمار دردهای مشترک چیست؟ کشاکش میان تمایل به انکارِ فجایع و اراده به بازگویی آن‌ها را چطور می‌شود مدیریت کرد؟ آیا کنشگری سیاسی می‌تواند بخشی از فرآیند درمان باشد؟ تروما چطور می‌تواند منجر به بروز پارانویا و بی‌اعتمادی شود؟ چگونه مراقبت از خود به امری سیاسی تبدیل می‌شود، گاه برای مقاومت در برابر وضع موجود و گاه برای کمک به حفظ آن؟ آیا می‌شود غمخواری و مراقبت را فراتر از تصورهای رایج از نقش‌های جنسیتی تفسیر کرد؟ روایتگری چگونه می‌تواند وقایع مسکوت‌مانده را در آگاهی جامعه ادغام کند؟ این مبحث به بررسی رویکردهای متنوع برای مواجهه با بحران‌ها و گسست‌های اجتماعی و روش‌های تیمار و مراقبت جمعی می‌پردازد.

با چکیده مقالاتی از: جک سال ● دِکستر ووازین و همکاران ● ایو کوزوفسکی سجویک ● نیرا یووال‌دیویس ● سَندرا بلوم ● لیزا ماتوش و همکاران ● سوفی بورگو ● مالته کلار و تیم کَسِر ● اینا میکائیلی ● کارلا الیوت؛ کارل بونر تامپسون و و لیندا مک‌داول ● ویلیام دوهِرتی ● پیتر اوربان ● یِرون اورمن و همکاران ● پارول سِیگال
تروما و تیمار جمعی
بحث‌هایی پیرامون گسست‌های اجتماعی و روش‌های مراقبت، التیام و بازسازی جمعی

دبیر مجموعه:

کیانا کریمی
چکیده مقالاتی از: جک سال ● دِکستر ووازین و همکاران ● ایو کوزوفسکی سجویک ● نیرا یووال‌دیویس ● سَندرا بلوم ● لیزا ماتوش و همکاران ● سوفی بورگو ● مالته کلار و تیم کَسِر ● اینا میکائیلی ● کارلا الیوت؛ کارل بونر تامپسون و و لیندا مک‌داول ● ویلیام دوهِرتی ● پیتر اوربان ● یِرون اورمن و همکاران ● پارول سِیگال

جامعه‌ی ترومازده، جامعه‌ای که فاجعه را تجربه کرده و ناخواسته گوش‌به‌زنگ فاجعه‌ی بعدی هم است، چطور می‌تواند التیام پیدا کند؟ راه‌های بازسازی روانی و اجتماعی در پی زخم‌های جمعی همچون سرکوب، جنگ، مهاجرت یا فقر ساختاری چیست؟ در دل ویرانی‌های سیاسی و اقتصادی چه اشکال نوینی از مراقبت، همبستگی و معنا یافتن سربرمی‌آورد؟ نقش بدن، فضا، و خاطره در بروز و تیمار دردهای مشترک چیست؟ کشاکش میان تمایل به انکارِ فجایع و اراده به بازگویی آن‌ها را چطور می‌شود مدیریت کرد؟ آیا کنشگری سیاسی می‌تواند بخشی از فرآیند درمان باشد؟ تروما چطور می‌تواند منجر به بروز پارانویا و بی‌اعتمادی شود؟ چگونه مراقبت از خود به امری سیاسی تبدیل می‌شود، گاه برای مقاومت در برابر وضع موجود و گاه برای کمک به حفظ آن؟ آیا می‌شود غمخواری و مراقبت را فراتر از تصورهای رایج از نقش‌های جنسیتی تفسیر کرد؟ روایتگری چگونه می‌تواند وقایع مسکوت‌مانده را در آگاهی جامعه ادغام کند؟ این مبحث به بررسی رویکردهای متنوع برای مواجهه با بحران‌ها و گسست‌های اجتماعی و روش‌های تیمار و مراقبت جمعی می‌پردازد.

با چکیده مقالاتی از: جک سال ● دِکستر ووازین و همکاران ● ایو کوزوفسکی سجویک ● نیرا یووال‌دیویس ● سَندرا بلوم ● لیزا ماتوش و همکاران ● سوفی بورگو ● مالته کلار و تیم کَسِر ● اینا میکائیلی ● کارلا الیوت؛ کارل بونر تامپسون و و لیندا مک‌داول ● ویلیام دوهِرتی ● پیتر اوربان ● یِرون اورمن و همکاران ● پارول سِیگال

«این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود»

راه التیام تروما، خلق روایتی‌ست که هنوز وجود ندارد. روایتی که قرار است در آینده بیاید و زبان زخمی در گذشته شود. تنها با درآوردن تجربه‌های مهیب از پراکندگی و بی‌شکلی، و قرار دادن آن‌ها در یک توالی زمانی و معنایی است که می‌توان به وقایع تروماتیک امکان بازشناسی داد

حال جامعه با تراپی خوب نمی‌شود

رویکرد جمعی به تروماهای سیاسی به جای تمرکز بر درمان انفرادی به دنبال خلق فعالیت‌های دسته‌جمعی است که در آنها امکان بازگویی و بازسازی اتفاقات تروماتیک فراهم می‌شود. این بازگویی جمعی از طریق شکل‌دادن به یک تاریخ و هویت مشترک پیوندهای عمیقی میان اعضای جامعه می‌سازد و تاب‌آوری و امید در کل اجتماع را افزایش می‌دهد

گوش‌به‌زنگ فاجعه بودن و خستگی تحمل‌ناپذیرش

گوش‌به‌زنگی یعنی هنگامی که خشونت‌های قبلی باعث می‌شود سطح هوشیاری فرد نسبت به محیط اطراف بالاتر رود و گیرنده‌های حسی به شکلی بیش‌فعال به دنبال یافتن نشانه‌های خطرِ احتمالی باشند. خیلی وقت‌ها خطری وجود ندارد یا واقعاً احتمال اینکه اتفاق ناگواری بیفتد کم است، اما فرد گوش‌به‌زنگ می‌پندارد خطر نزدیک است و باید موقعیت خود را مدام محک بزند

پارانویای مظلومان: وقتی همیشه «کار، کار خودشان است!»

وقتی در موقعیت فرودستی و ستمدیدگی قرار می‌گیریم، به دلیل نبود اطلاعات موثق، وجود انبوهی از روایت‌های متناقض، و بی‌اعتمادی به نهادهای صاحب قدرت، در وضعیت پارانویایی قرار می‌گیریم که در آن واقعیت همواره «پشت پرده» تصور می‌شود و مدام به دنبال یافتن دستان پنهانی هستیم که شرایط بحرانی ما را رقم زده‌اند

بازسازی «ما» پس از تروما: تعلق و تخیل سیاسی آن

تعلق‌داشتن صرفاً به معنای پیوند عاطفی با مکان یا جماعتی خاص نیست، بلکه احساس امنیت و پذیرفته‌شدن در کنار کسانی‌ست که بودن در میان‌شان ما را به خودمان پیوند می‌دهد. اما سیاستِ تعلق تلاشی‌ست آگاهانه، جمعی و هدایت‌شده برای ساختن نوع خاصی از این احساس—پروژه‌ای که تعیین می‌کند چه کسانی «حق دارند» احساس تعلق کنند، و چه کسانی بیرون از مرزهای «ما» تعریف می‌شوند

از رنج تا رهایی: هفت شیوه‌ی التیام جمعی

پیشرفت فرد دچار تروما اغلب مستلزم آن است که او در سطوح شناختی، عاطفی و معرفت‌شناسانه طوری بازآموزی شودکه بتواند اطلاعات گذشته‌اش را در قالبی تازه سامان دهد، دوباره دسته‌بندی کند، و در عین حال داده‌های جدید را —حتی اگر با قبلی‌ها در تضاد باشند— در این نظم تازه بگنجاند

«جنگ از من آدم بهتری ساخت!»

گروهی از بازماندگان جنگ سوریه که به پرتغال پناه برده بودند، برای بازسازی خویشتن جمعی خود به روایت‌گری پناه آوردند. مطالعه‌ی تجربه آنها نشان می‌دهد وقتی روایتگری در دل جمع شکل می‌گیرد، می‌تواند رنج را معنا کند و چشم‌اندازی تازه برای آینده بیافریند

چگونه کنشگری ما را شادتر می‌کند؟

کنش سیاسی برای بسیاری از انسان‌ها نه فقط شکلی از اعتراض، بلکه شکلی از مراقبت از خود و دیگری است؛ راهی برای معنا دادن به زندگی، و گاه حتی راهی برای دوام آوردن در جهانی که بی‌تفاوتی را پاداش می‌دهد. تحقیقات نشان داده‌اند که «مولد بودن»، به معنای دغدغه‌ی بزرگ‌تر از خود داشتن، احساس خوشبختی را افزایش می‌دهد

خودمراقبتی یا خودمحوری؟ بازخوانی فمینیستیِ مراقبت در عصر نئولیبرال

خودمراقبتی، آن‌طور که در گفتمان نئولیبرال تبلیغ می‌شود، بیش از آن‌که ترمیم‌کننده‌ی زخم باشد، ابزاری برای انکار ریشه‌های ساختاری رنج است. اینا میکائیلی نشان می‌دهد که مراقبت از خود فقط زمانی می‌تواند التیام‌بخش باشد که در پیوند با خواست عدالت اجتماعی و درکی جمعی از رفاه بازتعریف شود

مردانگی و مراعات حال دیگری

مردانگی‌های مراقب شکلی از هویت مردانه‌اند که به‌جای سلطه‌ورزی، بر همدلی، وابستگی متقابل، و مسئولیت‌پذیری عاطفی استوارند. این مردان نه‌تنها از کلیشه‌های سنتی مردانه فاصله می‌گیرند، بلکه با در آغوش‌گرفتن ارزش‌های مراقبتی، برابری جنسیتی را به‌گونه‌ای عمیق‌تر و انسانی‌تر پی می‌گیرند.

شهروند درمانگر: پیوند روان‌درمانی و کنش اجتماعی

درمانگر نمی‌تواند فقط شاهد رنج فردی مراجع باشد و چشمش را بر نیروهایی که این رنج را در سطح اجتماعی بازتولید می‌کنند ببندد؛ روان‌درمانی اگر بخواهد اخلاقی باشد، باید به جای درمانِ بی‌سروصدای رنج‌ها، ریشه‌های ساختاری آن‌ها را هم هدف بگیرد—حتی اگر این ریشه‌ها به سیاست، اقتصاد، یا نهادهای قدرت برگردند

نهادهای دولتی: کاغذبازی یا مردم‌داری؟

برای اینکه اخلاق مراقبت صرفاً به یک منش فردی محدود نماند، باید آن را در ساختار نهادهای اجتماعی و اداری بازآرایی کرد؛ نهادهایی که نه‌فقط کارآمد باشند، بلکه گوش‌ شنوا داشته باشند، و معطوف به بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها باشند

تروما را همه‌جا خرج نکنید، کلیشه می‌شود

روایت‌های ترومایی که زمانی صدای بازماندگان بودند، امروز به کلیشه‌هایی بدل شده‌اند که تجربه‌ی انسانی را در قالب نسخه‌ای یکدست و مصرف‌پذیر قالب‌ریزی می‌کنند؛ نسخه‌ای که می‌تواند میل به اندیشیدن، کشف و رویارویی با لایه‌های ناشناخته‌ی روان را کنار بزند و بیش از آنکه روشنگر باشند، خاموش‌کننده‌ باشد