آزادی بیان
بحث‌هایی پیرامون چالش‌ها و سیاست‌های تازه برای ترسیم مرزهای آزادی بیان
امیر احمدی آریان

آزادی بیان به چه درد جامعه می‌خورد؟ آیا رواداری و تساهل با عقاید دیگران، به‌خصوص باورهای مذهبی‌شان، به معنای این است که نباید نقدشان کنیم؟ اگر آزادی بیان ما توهین به دیگری تلقی شود چاره چیست؟ احترام به دیگری به خودسانسوری منجر نمی‌شود؟ آیا باید گفتارهای نفرت‌پراکن و حرف‌هایی که امروز نژادپرستانه و یا زن‌ستیز تلقی می‌شوند را سانسور کرد؟ آیا دانشگاه باید تحمل شنیدن و بحث‌کردن پیرامون هر عقیده‌ای را هرچند افراطی داشته باشد؟ اگر آزادی بیان حریم خصوصی دیگری را نقض کند اولویت با کدام است؟ در زمانه‌ای که اطلاعات کذب و اخبار نادرست غوغا می‌کند چطور باید فضای شبکه‌های اجتماعی را مدیریت کرد؟ چه کسی اصلا حق چنین کاری را دارد؟ آیا اصلا ممکن است آزادی بیان دموکراسی راتهدید کند؟ وقتی شرکت‌های خصوصی قدرت خاموش‌کردن صداها را در محیط کار و بیرون از آن دارند، آیا واقعاً می‌توان از آزادی بیان صحبت کرد؟ این مبحث به چالش‌ها و مشاجرات فکری و حقوقی تازه درباره‌ی ترسیم مرزهای آزادی بیان می‌پردازد.

با چکیده پژوهش‌هایی از: ریشی‌کِش جاشی ● تیموتی گارتن اَش ● آلن لِوینوویتز ● جان ماکسول کوتسی ● سوزان اچ. ویلیامز ● نیک کووِن ● گاوان تیتلی ● سوزان نوسل ● زینب توفکچی ● دنیل کِیتس سیترون و جاناتان پِنی ● امیلی بازلون ● مایکل کارانیکولاس ● کاترین لافتن ● کوری رابین ● ساموئل فاربر
آزادی بیان
بحث‌هایی پیرامون چالش‌ها و سیاست‌های تازه برای ترسیم مرزهای آزادی بیان

دبیر مجموعه:

امیر احمدی آریان
چکیده پژوهش‌هایی از: ریشی‌کِش جاشی ● تیموتی گارتن اَش ● آلن لِوینوویتز ● جان ماکسول کوتسی ● سوزان اچ. ویلیامز ● نیک کووِن ● گاوان تیتلی ● سوزان نوسل ● زینب توفکچی ● دنیل کِیتس سیترون و جاناتان پِنی ● امیلی بازلون ● مایکل کارانیکولاس ● کاترین لافتن ● کوری رابین ● ساموئل فاربر

آزادی بیان به چه درد جامعه می‌خورد؟ آیا رواداری و تساهل با عقاید دیگران، به‌خصوص باورهای مذهبی‌شان، به معنای این است که نباید نقدشان کنیم؟ اگر آزادی بیان ما توهین به دیگری تلقی شود چاره چیست؟ احترام به دیگری به خودسانسوری منجر نمی‌شود؟ آیا باید گفتارهای نفرت‌پراکن و حرف‌هایی که امروز نژادپرستانه و یا زن‌ستیز تلقی می‌شوند را سانسور کرد؟ آیا دانشگاه باید تحمل شنیدن و بحث‌کردن پیرامون هر عقیده‌ای را هرچند افراطی داشته باشد؟ اگر آزادی بیان حریم خصوصی دیگری را نقض کند اولویت با کدام است؟ در زمانه‌ای که اطلاعات کذب و اخبار نادرست غوغا می‌کند چطور باید فضای شبکه‌های اجتماعی را مدیریت کرد؟ چه کسی اصلا حق چنین کاری را دارد؟ آیا اصلا ممکن است آزادی بیان دموکراسی راتهدید کند؟ وقتی شرکت‌های خصوصی قدرت خاموش‌کردن صداها را در محیط کار و بیرون از آن دارند، آیا واقعاً می‌توان از آزادی بیان صحبت کرد؟ این مبحث به چالش‌ها و مشاجرات فکری و حقوقی تازه درباره‌ی ترسیم مرزهای آزادی بیان می‌پردازد.

با چکیده پژوهش‌هایی از: ریشی‌کِش جاشی ● تیموتی گارتن اَش ● آلن لِوینوویتز ● جان ماکسول کوتسی ● سوزان اچ. ویلیامز ● نیک کووِن ● گاوان تیتلی ● سوزان نوسل ● زینب توفکچی ● دنیل کِیتس سیترون و جاناتان پِنی ● امیلی بازلون ● مایکل کارانیکولاس ● کاترین لافتن ● کوری رابین ● ساموئل فاربر

آزادی بیان؛ ماجرا اما به همین سادگی‌ نیست

از بهارستان تا اینترنت، از ممیزهای وزارت ارشاد تا بحث‌های پرتنش امروز در شبکه‌های اجتماعی؛ آزادی بیان همچنان میدان نبردی پر از تناقض است. برای نویسنده‌ای که سانسور دلیل مهاجرتش بوده، مواجهه با محدودیت‌های تازه در غرب پرسشی بنیادین را زنده می‌کند: مرز آزادی بیان کجاست؟

آزادی بیان به چه دردی می‌خورد؟

آزادی بیان فقط حقی برای گفتن و شنیدن نیست؛ نقشی حیاتی در حفظ کیفیت منابع معرفتی ما دارد. وقتی فشار دولت یا جامعه مسیر بیان را می‌بندد، تصویر ما از جهان نیز مخدوش می‌شود. بدون تنوع دیدگاه‌ها در نهادهایی چون دانشگاه و مطبوعات، دانشی که تولید می‌کنیم قابل اعتماد نخواهد بود

مدارا یا جدال؛ با عقاید دینداران چه کنیم؟

سیاستمداران هندی از هر مسلکی، هندو، سیک، مسلمان و سکولار، همگی متفق‌القول بودند که در جامعه‌‌ای همچون هند اگر افراد بخواهند آزادانه محتوای باور و اعتقادات یکدیگر را زیر سؤال ببرند، چیزی نمی‌گذرد که کشور به یک جنگ داخلی کشیده می‌شود. پس چاره چیست؟

در ستایش فضیلت نارواداری

لوینوویتز استدلال می‌کند که رواداری نباید با احترام و ادب یکی گرفته شود؛ برای رسیدن به حقیقت، گاه لازم است با باورهای دینیِ خطاکار ناروادار بود—اما نارواداری‌ای که مؤدبانه، سنجیده و در خدمت جستجوی دانش در دانشگاه‌هاست

آزادی بیان و رنجاندن دیگری!

دانشگاهیان و ناشرانی که در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی به‌شدت مخالف سانسور بودند اکنون در قالب نوعی پاک‌سازی فرهنگی با نهادهای آموزشی همکاری کرده‌اند تا واژگان نژادپرستانه را از چاپ‌های جدید آثار کلاسیک زبان حذف کنند. این تناقض نیست؟

آزادی بیان حتی برای حرف‌های افراطی؟

آیا برای آزادی بیانِ گروه‌های سیاسی افراط‌گرا، مانند نئونازی‌ها، یا کسانی که علیه اقلیت‌های قومی یا جنسیتی فعالیت می‌کنند، باید محدودیت‌های قانونی جداگانه‌ای در نظر گرفت؟

آیا آزادی بیان سبب ترویج نژادپرستی می‌شود؟

آیا مبارزه با نژادپرستی نیازمند اِعمال محدودیت‌هایی برای آزادی بیان است؟ آیا بیان نژادپرستانه را  باید نفرت‌پراکنی شمرد و در معرض محدودیت، سانسور و پیگرد قرار داد؟ آیا می‌توان مرزی مشخص میان این دو مفهوم ترسیم کرد؟

وقتی آزادی بیان دموکراسی را بر باد می‌دهد

در عصر شبکه‌های اجتماعی، سانسور به جای خاموش‌کردن مستقیم صداها با بمباران اطلاعات جعلی، از مجرای ترول‌ها و الگوریتم‌های تجاری عمل می‌کند؛ ابزار آزادی بیان همان سازوکاری شده که می‌تواند دموکراسی را تضعیف کند

آیا مالکان شبکه‌های اجتماعی می‌توانند پلیس زبان باشند؟

شبکه‌های اجتماعی ملزم به رعایت آزادی بیان نیستند. آن‌ها بیش‌تر به مراکز خریدی با مالکیت خصوصی شبیه‌اند؛ جایی که قاعده و قانونش را همین مالک خصوصی تعیین می‌کند و اگر کسی خط قرمزهایش را رعایت نکند او را از ملکش بیرون می‌‌کند

همه‌گیری کرونا: تحدید آزادی بیان برای حفاظت از سلامت

محدودیت‌هایی که در دوران کووید۱۹ به‌نام سلامت عمومی بر آزادی بیان تحمیل شدند، در بسیاری کشورها حتی پس از پایان بحران پابرجا مانده‌اند؛ اقداماتی که قرار بود موقت باشند به‌راحتی نهادینه شدند و نتیجه‌اش این شد که امنیت بهانه شد، اما قربانی واقعی آزادی بیان بود

هواداران دلشکسته و فرهنگ طرد

آنچه امروز با عنوان فرهنگ طرد می‌شناسیم، بیش از آنکه فقط تهدیدی برای آزادی بیان باشد، نوعی بازپس‌گیری صدا توسط گروه‌هایی است که پیش‌تر در حاشیه بودند؛ پدیده‌ای که ریشه در دل‌شکستگی هواداران و بازتعریف اخلاقی رابطه با ستارگان دارد

آیا هر حرفی را می‌توان در دانشگاه زد؟

دانشگاه‌ها در برابر گفتار نفرت‌آمیز چه موضعی باید اتخاذ کنند؟ آیا اجازه‌ی سخنرانی دادن و ابراز عقیده به استاد یا دانشجویی که عقاید ضدزن، نژادپرستانه یا ضدمهاجرتی دارد، منجر به بروز خشونت نمی‌شود؟

چپ و آزادی بیان

در جهانی که شرکت‌های خصوصی قدرت خاموش‌کردن صداها را در محیط کار و بیرون از آن دارند، آیا واقعاً می‌توان از آزادی بیانِ بی‌مرز سخن گفت؟