
گیر اُفتادن در بحران، صبرِ قهرمانانه و انتظار فرج
چه میشود وقتی مردم یک جامعه، در بحرانی گیر میافتند، درجا میزنند و افق و قابلیت «تحرک وجودی» را از دست میدهند؟ این پرسشی به غایت سیاسی است. اتفاقا حکمرانیهای عصر ما شهروندانی را میخواهند تربیت کنند که به جای این که دنبال تغییر وضع موجود و بیرون رفتن از مخمصهای که گیرافتادهاند باشند، صبر پیشه کنند و فقط در انتظار فرجی که خودبخود نمایان شود بمانند


































