
آزادی بیان
دکتر امیر احمدی آریان
آیا برای آزادی بیانِ گروههای سیاسی افراطگرا، مانند نئونازیها، یا کسانی که علیه اقلیتهای قومی یا جنسیتی فعالیت میکنند، باید محدودیتهای قانونی جداگانهای در نظر گرفت؟
دانشگاهیان و ناشرانی که در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی بهشدت مخالف سانسور بودند اکنون در قالب نوعی پاکسازی فرهنگی با نهادهای آموزشی همکاری کردهاند تا واژگان نژادپرستانه را از چاپهای جدید آثار کلاسیک زبان حذف کنند. این تناقض نیست؟
آنچه امروز با عنوان فرهنگ طرد میشناسیم، بیش از آنکه فقط تهدیدی برای آزادی بیان باشد، نوعی بازپسگیری صدا توسط گروههایی است که پیشتر در حاشیه بودند؛ پدیدهای که ریشه در دلشکستگی هواداران و بازتعریف اخلاقی رابطه با ستارگان دارد
در جهانی که تهدید به افشای تصاویر خصوصی میتواند صدای قربانی را خاموش کند، این پرسش مطرح است: آیا قوانینی که از حریم خصوصی محافظت میکنند آزادی بیان را تهدید میکنند یا تضمین؟

تروما و تیمار جمعی
دکتر کیانا کریمی
روایتهای ترومایی که زمانی صدای بازماندگان بودند، امروز به کلیشههایی بدل شدهاند که تجربهی انسانی را در قالب نسخهای یکدست و مصرفپذیر قالبریزی میکنند؛ نسخهای که میتواند میل به اندیشیدن، کشف و رویارویی با لایههای ناشناختهی روان را کنار بزند و بیش از آنکه روشنگر باشند، خاموشکننده باشد
تعلقداشتن صرفاً به معنای پیوند عاطفی با مکان یا جماعتی خاص نیست، بلکه احساس امنیت و پذیرفتهشدن در کنار کسانیست که بودن در میانشان ما را به خودمان پیوند میدهد. اما سیاستِ تعلق تلاشیست آگاهانه، جمعی و هدایتشده برای ساختن نوع خاصی از این احساس—پروژهای که تعیین میکند چه کسانی «حق دارند» احساس تعلق کنند، و چه کسانی بیرون از مرزهای «ما» تعریف میشوند
درمانگر نمیتواند فقط شاهد رنج فردی مراجع باشد و چشمش را بر نیروهایی که این رنج را در سطح اجتماعی بازتولید میکنند ببندد؛ رواندرمانی اگر بخواهد اخلاقی باشد، باید به جای درمانِ بیسروصدای رنجها، ریشههای ساختاری آنها را هم هدف بگیرد—حتی اگر این ریشهها به سیاست، اقتصاد، یا نهادهای قدرت برگردند
برای گفتوگو با دیگری، ذهن باید هم سوگیری داشته باشد و هم شهامت کنار گذاشتن آن را. گادامر میگوید این اساس مهارت «شنیدن» در حین مکالمه سیاسی است، مهارتی که ضرورت عاجل فضای سیاسی امروز است

زبان و ملیگرایی
دکتر الکساندر جباری
بحثهای جالبی در میان زبانشناسان مارکسیست دربارهی فلسفهی زبان، اهمیت زبانهای محلی، و نقش زبان رسمی در خلال دو دههی آغازین شوروی وجود داشت که پس از تحکیم سلطهی استالین به حاشیه رفت
از نظر والوشینوف در هر جامعهای گروهها و طبقاتی که دیدگاهها یا منافعشان با یکدیگر تفاوت قابل ملاحظهای دارند با زبان واحدی سخن میگویند، ولی با استفاده از همین کلمههای واحد معانی متفاوتی تولید میشود. به عبارت دیگر، زبان عرصهی بروز کشمکشها و تضادهای اجتماعی است
پس از اینکه فارسی به عنوان زبان رسمی هندوستان کنار گذاشته شد، چه بر سرش آمد؟ ایرانیانی که فارسی را زبان «ملی» خود میدانستند و فارسیزبانان شبهقارهی هند که دیگر فارسی برایشان زبانی «خارجی» شده بود، چه تلقیای از حجم عظیم نوشتههای فارسی داشتند که در هند به نگارش درآمده بود؟
در چهارچوبهای غربی معمولاً تصور از «متن» این است که «مکتوب» باشد، و طبق نظریهی اندرسون سوادِ خواندنِ این متنِ مکتوبِ چاپی در شمارگان بالاست که منجر به شکلگیری تصور ملت میشود. اما در خاورمیانه بسیاری از متون از طریق شفاهی آموخته و سینه به سینه منتقل میشدند

تدوین قانون اساسی
دکتر آنا فروشتوفر و دکتر الکساندر هادسن
رمز موفقیت روند تدوین قانون اساسی در اندونزی این بود که قانونگذاران توانستند از مجرای برگزاری انتخابات یک نظام «تناسبی حزبی» تعبیه کنند که همه احزاب و گرایشها را دربرمیگرفت. سازوکار این نظام امکان قطبیشدن جامعه پرشکاف و متنوع اندونزی را به حداقل رساند و احتمال نزاع گروههای اجتماعی بزرگ را کاهش داد
هرچه روند تدوین قانون اساسی شمولگراتر باشد، یعنی بخشهای بیشتری از جامعه را دربربگیرد و دخیل کند، سیاستی که از آن نتیجه میشود دموکراتیکتر خواهد بود و اقتدار دولت بعدی محدودتر. به اینترتیب قانون اساسی دوام بیشتری خواهد داشت
زنان برای احقاق حقوقشان در چهارچوب تغییرات قانون اساسی به سه چیز نیاز دارند: نخست، بسیج عمومی از پایین، دوم، اقدامات هماهنگ برای گنجاندن منافع زنان در برنامههای سیاستگذاری، و سوم، تشویق مشارکت زنان به مثابهی حقی دموکراتیک در هر روند تصمیمگیری
حکومتها میدانند مشارکت مردمی برای مشروعیتبخشی به قوانین لازم است، پس آنها سراغ استفادهی گزینشی از عناصر مشارکتی در روند تدوین قانون اساسی میروند تا هم مقاصد خود را در قانون اساسی بگنجانند و هم مشروعیت کسب کنند

چندفرهنگگرایی و حقوق اقلیتها
دبیر مجموعه: دکتر میثم بادامچی
هشتاد درصد جمعیت کشورهای عربی نظیر امارات، قطر، کویت و بحران شامل کارگران مهاجری هستند که از بدیهیترین حقوق شهروندی نیز برخوردار نیستند. قوانین کار بر نابرابری عمیق قدرت بین جمعیت کارفرما و کارگران مهاجر بنا شده است که به نوعی تداعی کنندهی شیوهای مدرن از بردهداری است
در جهان حدود ۵۰۰۰ گروه قومیفرهنگی متمایز وجود دارد. با این حال، تعداد دولتهای جهان فقط حدود ۲۰۰ تا است. این آمار آشکارا نشان میدهد که جداییطلبی لزوما چاره نیست و نمیتوان به ازای هر گروه قومفرهنگی در جهان یک دولت جدید تأسیس کرد
جهان شاهد تبدیل زبان انگلیسی به یک زبان رابط جهانی است. به عقیدهی فان پارِیْس، در این مرحله گذار باید برای غلبه بر نابرابریها، آموزش مهارت زبان انگلیسی را سرعت داد و آن را از انحصار نخبگان و انگلیسیزبانان بومی خارج کرد
در مناطق کردنشین شمال خاورمیانه دو نوع جنبش کرد متمایز پدید آمده است؛ یکی در کردستان عراق و مبتنی بر ایدهی دولت-ملت و دیگری در سوریه بر اساس اصول خودسازماندهی اجتماعی تحت تاثیر عبدالله اوجالان

زنان و تغییر قانون
دبیر مجموعه: دکتر سحر مرانلو
برابری جنسیتی در پیشگاه قانون دقیقاً یعنی چه؟ آیا برابری قانونی به معنای تساوی همگان در برابر قانون است؟ یا برعکس، برای تحقق برابری اتفاقاً باید به جنسیت فرد توجه کرد و در برخی از موارد، قوانینی متفاوت برای زنان و مردان وضع کرد؟ آیا میتوان با اتکاء بر آموزههای فمینیسم نظام حقوقی برابری ترتیب داد؟
قانون ادعا میکند جامعه را برابر و عادلانه میبیند، اما استدلالهای حقوقی قضات همواره تحت تاثیر گرایشها و تعصبات آنها است. راه تحقق یک نظام حقوقی برابر آن است که بازیگران نظام حقوقی متنوعتر شوند و جا برای شیوههای مختلف استدلال حقوقی باز شود
گوئینت بب، اولین زن فارغالتحصیل رشتهی حقوق از دانشگاه آکسفورد بود که در سال ۱۹۱۳ از جامعهی وکلای انگلستان و ولز به خاطر ممانعت از ورود زنان به حرفهی وکالت شکایت کرد. چرا این زن گمنام مانده و نام او در تاریخ حقوق انگلستان نادیده گرفته شده است؟
اولین وکلای زن جنسیت خود را نادیده گرفتند بلکه تنها با اتکا به صلاحیت حرفهای در جامعهی مردانه وکلا پذیرفته شوند. با اینحال اکثر آنها برای ورود به این حرفه با دشواریهای زیادی مواجه شدند و در بسیاری از موارد به دلایل مختلف از کار خود منع شدند یا مجبور شدند تبعیضهای آزاردهندهای را تحمل کند

انتخابات در نظامهای اقتدارگرا
دبیر مجموعه: امیرحسین مهدوی
بعضی کشورها در گذار به دموکراسی در تثبیت حکومتی دموکراتیک عاجز ماندند و برخی دیگر ظرفیت لازم برای استقرار اقتدارگرایی تمامعیار را نداشتند. در هر دو حالت، نظامهای هیبریدی پدیدار شدند که در یک وضعیت خاکستری در میانهی اقتدارگرایی و مردمسالاری به ثبات رسیدند
بالارفتن سطح آموزش مردم الزاماً کمکی به پیشرفت دموکراسی و پایاندادن به اقتدارگرایی نمیکند. بسیاری از کشورها اتفاقاً با اتکاء به نیروی کار تحصیلکرده توسعه مییابند و به موفقیتهای مختلفی دست پیدا میکنند، اما الزاما از شر حاکمان اقتدارگرا خلاص نمیشوند
اگرچه رقابت در انتخاباتهای اقتدارگرا غالبا منصفانه نیست، اما نمایشی خواندن آنها هم با واقعیت انطباق ندارد. نفس برگزاری انتخابات تاثیری تدریجی بر کیفیت ادوار آتی انتخابات دارد. رقابت منظم موجب می شود که حاکم به درجاتی از پاسخگویی میل پیدا کند
زمانی کودتای نظامی اصلیترین دشمن دموکراسی بود، اما امروزه دموکراسیها بیشتر دچار زوال تدریجی میشوند؛ خشونت زوال شاید کمتر باشد، اما بحرانهای برآمده از آن سادهتر نیستند.

جوانان و سیاست
دبیر مجموعه: دکتر آصف بیات

جوانان هویتهای متکثری دارند و دنبالهروی هیچ نوع سیاست بهخصوصی نیستند؛ بلکه در برهه و شرایط مختلف دست به انواع و اقسام سیاستورزی میزنند. اما وقتی دست به عمل سیاسی میزنند، اغلب ذوق و سلیقه و ابداعات جوانی را به کار میگیرند. آنان بدین طریق مهر جوانی را بر پیشانی مبارزات سیاسی حک میزنند و درگیریشان را به گونهای نوآورانه ابراز مینمایند.
انقلاب ابتدا در ذهنها رخ میدهد. نقشههای شناختی جدیدی که میسازیم باعث میشود چشماندازهای جدیدی به جهان داشته باشیم. عجیب نیست که نسل جدید مصر بود که مردم را به انقلاب فراخواند چون آنها تنها کسانی بودند که توانستند در فضایی دور از مدارس، و با استفاده از منابع غیررسمی بهویژه اینترنت از نظام قدیم بگسلند
جوانان عراقی که در اکتبر ۲۰۱۹ به میدان تحریر بغداد آمدند پارچهی بلندی با خود حمل میکردند که بر آن نوشته شده بود: «ما نسلی هستیم که در جنگهای شما زاده شدیم، کودکیمان را در میان تروریسم شما گذراندیم، نوجوانیمان در میان فرقهگرایی شما گذشت، و جوانیمان در فساد شما تباه شد. ما نسل رویاهای ربوده شده و پیری زودرسیم.»
قالببندی قیامهای جهانی اخیر در چارچوب شورشهایی به رهبری جوانان تبیین اساساً نادرستی است که نقش محوری طیف گستردهای از بزرگسالان و سازمانهای تحت رهبری بزرگسالان را نادیده میگیرد، و اعتراضاتی را که به طیف گستردهای از سنین مختلف مربوط است، به جوانان تقلیل میدهد. درصد جمعیت جوان در جنبشهای اخیر بین ۲۵ تا ۳۷ درصد بوده است
جوانان فقیر ایرانی چه نسبتی با حکومت جمهوری اسلامی داشتهاند؟ آیا چنانکه برخی نظریهپردازیهای عمومی میگویند باید آنها را به دلیل محرومیتشان نیرویی مخالف و مقاوم در برابر سیاستهای حکومت دانست؟ یا چنانکه برخی مورخان نشان میدهند، جوانان فقیر ستون فقرات حامیان جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند؟

نظامیان و اقتصاد
دبیر مجموعه: دکتر علیرضا اشراقی و دکتر رویا ایزدی

چرا نظامیان در کشورهایی نظیر چین، کوبا و ویتنام با نظام کمونیستی به سرمایهداری علاقهمند میشوند و حضوری پررنگ در اقتصاد پیدا میکنند. نطفهی نیروی نظامی با فعالیتهای عمرانی، مهندسی و اقتصادی از همان آغاز تشکیل نظام جدید بسته شده. همچنین با کاهش منابع، نظامیان برای تامین هزینههای نظامی به فعالیت اقتصادی رو میآورند
نظامیان معمولاً در وضعیت نزاع یا اضطرار اجازهی فعالیت اقتصادی مییابند، و فرض بر این است که با بازگشت اوضاع به حالت عادی باید به پادگانها برگردند. اما نظامیانی که از فعالیت اقتصادی سود میبرند و به فساد ناشی از بینظارتبودنش هم مبتلایند در تداومیافتن وضعیت نزاع میکوشند
سیاستهای آزادسازی اقتصادی ارتشهای کشورهای خاورمیانه را وارد عرصهای کرد که در آن با دردستداشتن امکاناتی انحصاری عملاً جای رقابت را برای بخش خصوصی تنگ کردند و در سطحی بیرقیب به فعالیت تجاری پرداختند. این فعالیتها، و فساد همراه با آن، بهخصوص در بهار عربی، هدف اعتراض جنبشهای مردمی منطقه بود
تحولات سیاسی مانند روند دموکراسیسازی در کشورهای آمریکای لاتین چه تأثیری بر فعالیتهای اقتصادی نظامیان داشته است؟ چرا آزادسازی اقتصادی در کشورهایی فعالیت اقتصادی نظامیان را شتاب داد و در کشورهای دیگری مانع آن شد؟ سود نظامیان از فعالیتهای اقتصادیشان دقیقاً در کجاست؟
نظامیها وانمود میکنند که طرحهای عظیم اقتصادیشان برای «مردم» و «ملّی» هستند، اما اکثریت عظیم «مردم» از این طرحها سودی نمیبرند. سرمایهداری جدید نظامی دیگر در قالب شکلهای کلاسیک اقتصاد و بازار نئولیبرال عمل نمیکند و حتی دیگر در آن خبری از وعدهی آرمانشهر مصرفی نئولیبرال مبنی بر انتخاب آزاد و حقوق فردی هم نیست

نیروهای مسلح و اعتراضات مردمی
دبیر مجموعه: دکتر رویا ایزدی
سه خطر اصلی رهبران حکومتهای اقتدارگرا و حتی بعضی از حکومتهای دموکراتیک را تهدید میکنند: ارتش، نخبگان سیاسی نزدیک و خودی، و تودهی مردم. ارتش احتمال دارد کودتا کند، نخبههای سیاسی نزدیک به رهبران احتمال دارد علیهشان توطئه کنند، و تودهی مردم احتمال دارد قیام کنند
بررسی شیوهی مواجههی نیروهای نظامی با قیامهای مردمی در بحرین، یمن و سوریه بهخوبی نشان میدهد که ارتشها واحدهایی یکپارچه نیستند. فرماندهان و زیردستان منافع بسیار متفاوتی دارند که طی قیامهای تودهای تضادشان آشکار میشود
رفتار متفاوت نیروهای نظامی در مواجهه با قیامهای بهار عربی منجر به بحثهایی داغ و تحلیلهایی متناقض میان پژوهشگران علوم سیاسی شده. چرا در کشورهایی با فرهنگ مشابه و ساختار استبدادی مشترک، الگوهای متنوعی از وفاداری یا تمرد نظامیان را شاهد بودیم؟
سختی معاش، احساس همدلی بیشتر با مردم بهجای تعهد به نظام، نارضایتی از وظایف محوله، و همچنین اختلاف میان صفوف مختلف نظامی از جمله عواملی هستند که احتمال سرپیچی نیروهای مسلح از دستور سرکوب را افزایش میدهند

جامعه و سلامت روان
دبیر مجموعه: دکتر ارکیده بهروزان
استبداد با برقرار کردن بیعدالتی ساختاری برای مردم «اضطراب تروماتیک مدام» پدید میآورد و مدام آنها را در معرض تهدید قرار میدهد تا از ترس توان هیچ حرکتی نداشته باشند. حس خیانتدیدگی در محیط مملو از فساد نظاممند بیحساب و کتاب افراد را دچار تروما میکند
حاکمیت سیاستهایی را پیاده میکند که از کیفیت زندگی و طول عمر مردم میکاهد، اما هرگز مسوولیت وضعیت پیشآمده را نمیپذیرد. نمیتوانیم به اوضاع عمومی، شرایط نابسامان محیط کاری و اضطرابهای روزمره توجه نکنیم و در عوض راجع به ضعف اراده، اشتها، غذا، سیگار، خرید و اعتیاد افراد حرف بزنیم
ژانر خودیاری ریشههای سیاسی معضلات روانی را نادیده میگیرد، معضلات رایج را عادی و خصوصی میکند و فرد را مسوول آشوبهای «خودساخته» و «بیدلیل» درونیاش میداند. خود فرد باید به داد خودش برسد و حال بد او ربطی به اوضاع سیاسی و اجتماعی ندارد
دستهبندی آدمها مطابق معیارهای علوم زیستی و انسانی چه تاثیری دارند و در عمل چه نقشی در ساختار قدرت و فهم و رابطهی انسانها با یکدیگر بازی میکنند؟ دستهبندیها گاه میتوانند هویتهای جدید و نوعی از زیستن را خلق کنند که تابهحال وجود نداشته

جنبش و دموکراسی
دبیر مجموعه: دکتر محمدعلی کدیور
میراث انقلابها چیست؟ انقلابها در یک قرن اخیر دچار چه تحولات مهمی شدهاند؟ آیا باید در تعریف انقلاب تجدیدنظر کرد؟ چه عواملی منجر به وقوع انقلابها میشوند، چه عواملی به موفقیتشان کمک میکنند؟ برای اولینبار به این پرسشها با بررسی دادههای تمامی حرکات انقلابی از سال ۱۹۰۰ میلادی تا کنون پاسخ داده شده است
جنبشهای دیجیتال میتوانند زود دچار انجماد تاکتیکی شوند، ساختار تصمیمگیری ضعیفی دارند و همچنین فاقد رهبری سازمانی و رسمی هستند. ظرفیتها و مهارتهایی که منجر به کسب محبوبیت آنلاین میشود لزوما مهارتهایی نیستند که لازمهی رهبری کارآمد برای جنبشهای اجتماعی هستند
تجربهی کرهجنوبی نکتهای مهم را گوشزد میکند: اثر سرکوب و خشونت دولتی بر اعتراضات را نمیتوان تنها در افزایش و کاهش تعداد رخدادهای اعتراضی دید؛ جنبههای دیگر جنبش مانند تنوع کنشگران، تاکتیکها، گفتمانها، و ائتلافات نیز جنبههای مهمی از جنبش هستند که تحت تاثیر فضای سرکوب احتمال تغییر دارند
انواع گذارهای اعتراضی و جامعهمحور را نمیتوان لزوما در قالب اصلاح یا انقلاب قرار داد. مسیر اعتراضی به دموکراسی میتواند از راههای مختلفی بگذرد و نباید سناریوهای موجود سیاسی را به دوگانهای کاذب تقلیل داد

عراق: جنگ و حافظه
دبیر مجموعه: دکتر حوراء الحسن

کلیت تولیدات ادبی در طول جنگ، به استثناء چند اثر، گفتار حکومت صدام را بازتاب میداد. این تولیدات خصلتی فرقهای هم نداشت: از قضا نویسندگان حامی جنگ هم از سنیان بودند و هم از شیعیان. هر حیلهای برای گریز از نوشتن راجع به جنگ نهایتاً بیثمر میماند. یکی از بزرگترین نویسندگان عراقی به بهای نوشتن مقالات مطبوعاتی در حمایت از جنگ توانست لااقل از نوشتن داستان در این زمینه کناره جوید
آثار ادبیای که دربارهی «سربازان فراری» نوشته شد روایتهای به حاشیهراندهشدی جنگ عراق با ایران را برجسته کردند، کسانی که از حافظهی جمعی و تاریخ ادبی عراق پاک شده بودند. آثاری از این دست نوعی حافظهی بدیل هستند که به قلم (یا دربارهی) کسانی نوشته شده که بهطور معمول از گفتارهای عمومی دولت حذف میشدند.
با آغاز جنگ زنان بسیاری از حقوق خود را از دست دادند. حق سفر زنان بدون اجازهی شوهر یا پدر پس گرفته شد؛ زنان دیگر به لوازم جلوگیری از بارداری دسترسی نداشتند و به آنان گفته شد که وظیفهی ملیشان این است که پنج فرزند برای جنگ به ارمغان آورند. حتی کاندوم غیرقانونی اعلام شد
تنها در سال آخر جنگ، وقتی که صدام قصد داشت افکار عمومی را برای صلح با ایران آماده کند بود که زنان مجال بازگویی روایتهایشان دربارهی فجایع جنگ را یافتند. این روایتها وقتی اجازهی انتشار پیدا کردند که حکومت آن را در راستای برنامههای خود میدانست
زنان در طول جنگ باید هم بار کار خانه را به دوش میکشیدند و هم جای خالی مردان را پر میکردند؛ در این سالها میشد زنان را به عنوان کارگر پمپ بنزین و رانندهی کامیون دید. زنانی که در نزدیک جبههها زندگی میکردند وضع بهشدت دشواری داشتند: هم شاهد خرابشدن خانهشان در اثر آتش توپخانهی ایران بودند و هم شاهد کشتهشدن عزیزان و همسایگانشان

فمینیسم و دولت
دبیر مجموعه: دکتر نازنین شاهرکنی
تجربهی زنان دالیت در همکاری با سازمان ملل یکی از مصادیق جهانی ناکامی فمینیستها است؛ برنامههای سازمان ملل از نظر منتقدان منجر به هیچ تغییر اساسی در وضع زنان نشده است
دولت آمریکا تلاشهای فمینیستی را به سمت اصلاح قانون جزا جهت داد بدون آنکه مسئولیتی را به دلیل شیوع خشونت خانگی متوجه خود ببیند و بخواهد تغییرات ساختاری ایجاد کند
تجربهی زنان درگیر در جنبش خانههای امن در ترکیه به آنها نشان داده است که نگهداری از این خانهها مستلزم مسئولیتپذیری دولت است، زیرا بدون بودجهی مستمر دولتی این پناهگاهها مدام در معرض خطر تعطیلی قرار میگیرند
سازمان مردمنهاد «مرکز تحقیقات و مشاوره فمینیستی» در برزیل تجربهای موفق از حضور توامان درون و بیرون دولت نشان میدهد، دولتی که با نظام اداری گسترده، فساد و ناکارآمدیاش زبانزد است.











